• امروز شنبه ۱۰ آبان ۱۳۹۳
    نرم افزارفرمان گفتاری ویندوز نرم افزار فرمان گفتاری ویندوز ( ...
    نرم افزار مترجم صوتی فارسی اولین مترجم صوتی زبان فارسی - پا...
    نرم افزارتایپ با پیش بینی کلمات   نرم افزار تایپ سریع، با پ...
    نرم افزار تبدیل گفتار به متن نرم افزار تبدیل گفتار به متن - ن...
    نرم افزار تبدیل متن به گفتار    نرم افزار تبدیل گفتار به...

    دانستنی های استان کرمان

    نامه الکترونیک چاپ PDF

    بازار های کرمان

     منبع و ماخذ:

    نام کتاب: جغرافیا و کارکردهای بازار کرمان
    مولف: دکتر احمد پوراحمد

    انتشارات: مرکز کرمان شناسی

    چاپ اول: 1376
     


    عوامل جغرافیایی استقرار در کرمان
    الف- موقعیت جغرافیایی

    پیدایش شهر کرمان به علت جغرافیایی آن، در میان دشتی است که بستر و عامل ارتباطی مناطق شمالی، جنوبی و شرقی کشور است. این موقعیت در پیوند با شرایط نظامی کشور دارای موقعیت استراتژیکی – نظامی بوده است. بر اثر پیدایش راه های تجاری منطقه دارای موقعیتی تجاری، اقتصادی می گردد. شعبه مهم راه ابریشم، و راه ادویه هند و سواحل دریای عمان، از بیابان های کرمان و بلوچستان گذشته و به راه اصلی ابریشم- هرات، اسکندرون، متصل می شد. نقطه ای که می توانست محل اتصال و گروه پیوند این ارتباط باشد؛ همان محلی است که امروزه به شهر کرمان موسوم است.
    در واقع از جهت جغرافیای تاریخی، شهر کرمان به شهرهایی مثل یزد و طبس و شیراز و میناب (هرموز) و طبس که دو بندر مهم جنوبی کرمان هستند؛ اتصال می یابد و همه این شهرها منبع عمده تغذیه راه ادویه به طور مستقیم و راه ابریشم به طور غیر مستقیم، به شمار می روند. در واقع بین کرمان تا طبس که بندر مهم دریای عمان است و تا طبس که در حکم بندر دریای ریگ و بیابان های جنوب خراسان و شرق یزد است؛ فاصله ای تقریبا مشابه وجود دارد. (باستانی پاریزی- کرمان- شهرهای ایران- ص 195)
    ب- سیاسی- نظامی
    شهرهای ایران باستان دارای جنبه کاملا سیاسی نظامی داشته اند و مهمترین نقطه شهر جایگاه پادشاه یا حکمران به نام کهندژ شناخته می شد. این گونه شهرها از حدود 8 قرن پیش از میلاد یعنی از دوران مادها به بعد به خواست حکمران ساخته شدند. در آن هنگام نه توانایی و بنیان اقتصادی کشور در حدی بود که منجر به احداث شهرهای نوین شود و نه قدرت نظامی مادها به گونه ای بود که پهنه وسیعی را در برگیرد و امکان مبادلات اقتصادی بین شهرهای کهن و بازرگانی سرزمین های مجاور را با مراکز تجمع و سکونت گاه های ایران در راه های امن، ممکن سازد. (حسین، سلطان زاده- مقدمه ای بر تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران- نشر آبی- بهار1365- ص 111)
    عوامل مهم شهرسازی و شهرنشینی در دوره قدیم با ضرورت حفظ سرزمین های پهناور تحت سلطه و نحوه انتظام و اداره امور کشوری و لشکری قرار گرفته و ثانیا توسعه امور بازرگانی را به همراه داشته است.
    ابن اثیر به نقل از طبری گوید که چون اردشیر به کرمان رفت و در آنجا حاکمی بود که بلاش نام داشت. جنگ شدیدی در گرفت و اردشیر، بلاش را اسیر نمود و شهر را گرفت و فرزند خود را که نیز اردشیر نام داشت در آنجا گذاشت. (ایران در زمان ساسانیان- ص 51 به نقل از وادی هفتواد- ص 16-17)
    بنا به گفته ترجمه طبری، اردشیر به هر شهری از پارس سپاه بنشاند چندان که می بایست و خود سپاه بکشید و به کرمان شد و در آنجا ملکی بود نام وی بلاش، با سپاهی بسیار، پیش وی آمد و حربی سخت بکردند و از هر دو سپاه بسیار کشته شد و اردشیر به تن خویش حرب کرد تا سپاه بلاش هزیمت شد و بلادش را گرفت و کرمان نیز بگرفت. (ترجمه طبری بلعمی- 879 به نقل از وادی هفتواد باستانی پاریزی)
    به نظر می رسد که این حاکم، مقیم شهر فعلی کرمان بوده است. قلعه ای که به نام اردشیر معروف است؛ احتمالا در زمان همین اردشیر بابکان و پسر اردشیر که حاکم کرمان بوده؛ ساخته شد و پیش از آن قلعه دختر و قلعه کهنه، از شهر دفاع و حفاظت می کرده است.
    ج- بازرگانی و راه های تجاری
    شهرهایی که بر سر راه های تجاری، به خصوص شرق و غرب واقع بوده اند؛ مراکز تجاری منطقه یا کشور را تشکیل می دادند. نقش فعالیت های تجاری در شهرهای قدیم ایران از قبل از دین اسلام شروع گردید و با ظهور دین اسلام، به اوج رسید. کاروان هایی که بین شهرها در حرکت بودند؛ در واقع بُعد زمانی خاصی را برای استقرار مراکز جمعیتی در نواحی مختلف معین ساخته اند. به طوری که در فاصله معین شهر یا آبادی وجود داشته است. بعضی از این آبادی ها به علت موقعیت خاص یا امکانات ویژه خود توسعه بیشتری یافته اند.
    ورود اقتصاد تجاری بر سیمای کشاورزی شهر موثر افتاد؛ ولی بر آن غالب نگشت؛ زیرا شهرهای بزرگ تجاری در اطراف خود دارای اراضی کشاورزی بودند؛ ولی هیچگاه محصول حاصل از این اراضی کفایت جمعیت بسیار شهر را نمی کرد. لذا مراکز کوچکتری به وجود آمد که بیشتر محل کشاورزی بودند و از همین مرحله نقش شهرهای ایران متمایز گردید.
    شهرهایی که اغلب به فرهای منظم هندسی (دایره- مربع) ساخته می شدند؛ جای خود را به شهرهایی می دادند که مانند یک ساقه درخت رشد می کرد و هر چه این ساقه بزرگتر می شد؛ شاخ و برگ آن نیز اضافه می گشت... بدین ترتیب بازار با قرار گرفتن روی محوری که در مسیر حرکت کاروان ها بود؛ قلب شهر شده و با تبدیل شدن مرکز شهر به محل رفت و آمد مردم (بازرگانی- صنعتگران) مرکزیت شهری حکومت و مذهب از میان رفت در شهر کرمان نیز چنین روندی موثر بوده است.
     از جمله راه های تجاری شرق به غرب و شمال به جنوب می توان از راه ادویه نام برد که مدت های مدیدی مسیر عبور ادویه هندوستان بود و کرمان در مسیر این راه قرار داشت. توجه و مراقبت ملک قاورد سلجوقی در مورد راه های جنوبی این استان نیز دلیل دیگری بر این مدعاست.
    شهر کرمان از نظر وسعت زمین های زراعی در محدودیت هایی قرار دارد. لذا مشاهده می کنیم مراکزجمعیتی کوچکی که فعالیت کشاورزی دارند؛ مثل ماهان و جوپار و روستاهای غربی و شرقی در اطراف آن به وجود آمده اند. بازار کرمان در واقع برای جمعیت کل منطقه با جمعیتی که صدها هزار نفر بالغ می شود نقش اقتصادی مهمی ایفا می کند.
    به گفته معجم البدان، کرمان در زمان انوشیروان، دارای رونقی چشمگیر بوده و مالیات آن در زمان ساسانیان شصت هزار درهم بوده است. (معجم البلدان، ذیل کلمه کرمان)
    در دوره ساسانیان برخلاف دوره های پیش، تجارت دریایی مهم و بیشتری در کشور وجود داشت. اردشیر اول تعدادی بندر در خلیج فارس احداث کرد. رونق تجارت دریایی ایران در عهد ساسانیان چنان شد که برای مدتی شهرت روم در صحنه فعالیت های دریای را متزلزل کرد. (ویلیامسون، آندریو- تجارت در خلیج فارس در دوره ساسانیان و در قرن اول و دوم هجری- مجله باستان شناسی و هنر ایران- شماره 9 سال 1351- ص 143)
    در این زمان شهر کرمان در حکم نقطه اتصال میان بنادر دریای عمان و شهرهای شمالی و غربی کویرهای جنوب شرقی ایران محسوب می شد و از نظر کنترل ایالات شرقی و جنوبی دارای اهمیت نظامی بسزایی بود.
    د- آب و خاک مناسب
    در هر جا امکان تهیه آب وجود داشته و خاک نیز از حداقل میزان باروری برخوردار بوده؛ شهر یا محل سکونت نیز در آنجا مستقر گردیده است. منابع آب و خاک حاصل خیز، بیش از سایر عوامل جغرافیایی در بنیان و ادامه حیات شهرها موثر افتاده اند.
    ساخت اکولوژیکی سکونت اغلب در مسیر آب حرکت و رشد نموده؛ لذا سیمای شهرهای دیرین ایران، با اراضی مزروعی مترادف بوده است. در واقع مبنای فعالیت و زندگی شهر بر اساس کشاورزی استوار بوده و شهرهای بزرگی چون هگمتانه و شوش در اراضی مستعد کشاورزی واقع بوده اند.
    اختراع قنات، مهمترین عاملی بود که باعث تمرکز و جذب جمعیت در بیابان های خشک کرمان گردید. با آوردن رشته های متعدد آب از زیرزمین به روی زمین، آن هم به فاصله های بعضا تا 40-30 کیلومتر، دشت های کرمان آباد گردید وروستاها که مایه اصلی حیات شهر بودند؛ به وجود آمد وبا آبادانی آنها شهرکرمان رونق یافت.
    با توجه به شیب مناسب زمین که امکان هدایت آب های زیرزمینی را در این نقطه ممکن می ساخت و از طرفی محدودیت خاک های مناسب کشاورزی که در قبل اشاره گردید؛ همه منجر به پیدایش جایگاه شهر در این مکان گردید.
    شهر کرمان در محل دشت کرمان با توجه به موقعیت نسبی جغرافیایی اش میان کوه هایی که هم چون لبه کاسه دور تا دور آن را محصور کرده است؛ از آب های ارتفاعات اطراف خود که به داخل این دشت هدایت می شود؛ بهره می برد. از طرفی خاک های مناسب کرمان شرایط مستعدی را برای کشاورزی فراهم می کند و از طرف دیگر شیب اراضی دشت کرمان برای حفر قنات و یا محل چشمه های طبیعی بسیار موثر است. چه اکثر آبادی های این منطقه در مخروطه افکنه ها، کوهپایه ها و یا دشت ها استقرار یافته اند.
    تاریخ استقرار شهر کرمان
    الف- تاریخ و نام کرمان
    به گفته فرد ریچاردز، غیر از شهر تبریز که در مرز شمال ایران واقع شده؛ بر هیچ شهری در این کشور به اندازه شهر کرمان از منجنیق فلک سنگ فتنه نباریده است. (فرد، ریچاردز- سفرنامه ریچاردز- ترجمه مهین دخت صبا- بنگاه ترجمه و نشر کتاب- تهران 1343- ص 180-181)
    کرمان منسوب است به کرمان بن هیتال بن ارفخشد بن سام بن نوح (ع). در داستان های اساطیری، کرمان به کرمی (ابریشم) منسوب است که هفتواد نام داشته است. حکایت آن یعنی کرم و پشم ریسی دختران هفتواد را فردوسی شاعر حماسه سرای ایران به نظم در آورده است. (احمد علی خان وزیری، کرمانی- تاریخ کرمان- بکوشش دکتر محمد ابراهیم باستانی پاریزی- انتشارات علمی- تاریخ 1363- ص 26)
     یکـی دژ بـکردنـد بر تـیـغ کوه              شد آن شهر با او همه، همگروه
     چو یک چند بگذشت بر هفتواد              مرا آن حصن را نام کرمان نهاد
    در ناحیه گرمسیر ایالت کرمان در روزگار اشکانیان، بت پرستی یا به اصطلاح نوین کیش بودایی که از سرزمین هند رسیده بود؛ چنان نیرو گفت که دولتی از خود پدید آورد و پایتخت این دولت در نزدیکی های میناب کنونی بود و جنگ اردشیر بابکان با گرمسیرها که ایران ملکوک الطوایفی را وحدت سیاسی، دینی و فرهنگی می بخشید در واقع جنگ مذهبی بود.
    شاهنامه فردوسی درباره موقعیت و شرایط جغرافیایی این حادثه چنین می گوید:
    یکـی شــهر بدتنگ و مـردم بـسی            به یک روی نزدیک او بود کوه
    به پیش اندرون شهر و دریا به پشت            دژی بر سر کوه و راهی درشت
    پـس پشـت او بـود یـکـی آبـگیـر          چو دریـای رنگاگون شده سیـاه
    ز کـشـتــی بــرآمــد هـفــتـــواد          بـر آوای آن کـرم کرمـان نـهاد
    گویا کشتن مار و اژدها در زمان باستان به معنای پیروزی بر بی دینی و گمراهی و اشاعه کیش در دشت بوده است. (استانداری کرمان- سی گفتار درباره کرمان- 1356- ص 410-405)
    در مفهوم و معنی نام کرمان از سنگ نوشته داریوش چنین استفاده می شود: کرمان نام ناحیه است که از آن چوب «یاک» به کار کاخ های هخامنشی می رفت. نوشته های یونانی مردم کرمان را تیره ای از پارسیان گفته اند. برای همین هم چون این تیره آریایی است؛ به جای آنکه ناحیه ای را که نام این تیره کرمان خوانده شد؛ بومی بنگاریم؛ باید ریشه آن را در اوستا و سنسکریت بجوییم.
    از ریشه «کر» چندین واژه سنسکریتی در دست است. «کرمن» به معنی کار و کوشش و وظیفه، «کرمینه» به معنی ماهر و استاد، «کرمان بندا» به معنی کار و کوشش و وظیفه شناس و واژه های دیگر که از کرمان ساخته شده اند؛ همه معنای کار و کوشش را می رسانند.
    با در نظر گرفتن تلفظ کرمان و توجه به نام های آریایی، باید آن را همان کارکن و کوشا دانست. زیرا محیط طبیعی خشک و کم آب آن کار و کوشش را طلب می کند. به گفته فرهنگ آنندراج: «کریمان پدر نریمان آن شهر را به نام خود بنا نهاده» زیرا به اوستا و سنسکریت معنی نام نخست کوشا و معنی دیگر مردانه می شود. (محمد، پادشاه- فرهنگ آنندراج- جلد پنجم- ص 3396)
    ب- تاریخ کرمان قبل از اسلام
    قلعه دختر و قلعه اردشیر از آثار دوران ساسانی در مشرق شهر کنونی کرمان که هنوز خرابه های آن ها وجود دارند؛ گواه این هستند که لااقل در زمان اردشیر بابکان در این محل شهری آباد با قلعه ای مهم وجود داشته است که در آن زمان نامش گواشیر بوده است.
    مولف جغرافیای کرمان معتقد است در حدود 430 سال قبل از اسلام به هنگام فتح کرمان به دست اردشیر، این محل گواشیر نام داشته و مرکز ولایت کرمان بوده است. (احمدعلی خان وزیری- جغرافیای کرمان به کوشش باستانی پاریزی- ابن سینا- 1353- ص 25)
    بنا به گفته هرودت «کرمانیا» از قبایل دوازده گانه ایران می باشد و ساتراپی چهاردهم «دارا» مشتمل برایالت کرمان بوده است. (سرپرسی سایکس- سفرنامه- ترجمه حسین سعادت نوری- ابن سینا- تهران- چاپ دوم 1366- ص 62)
    به گفته مسعود کیهان «اسم قدیمی این ناحیه موافق سنگ نوشته های هخامنشی بوتیا» جزو ساتراپی چهاردهم بوده و بعدها به اسم «کارمانیا» نامیده شده و کم کم تبدیل به کرمان گردیده است. (مسعود، کیهان- جغرافی سیاسی به نقل از سفرنامه سرپرسی سایکس)
    بنابراین آنچه در ایران مرسوم بوده است؛ چون نام ولایات را بر شهر مرکز ولایت می نهادند؛ حاکم نشین ولایت کرمان هم این نام را برخود گرفته است. منتهی در طول تاریخ اسامی دیگری هم در نوشته ها ثابت شده است همچون «گواشیر» و «به اردشیر» که هم صور گوناگون یک نام بیشتر نیستند (مهندسین مشاور شارستان- اداره کل مسکن و شهرسازی- طرح جامع شهر کرمان- جلد دوم سال 1363- ص 5) سرزمین کرمان درعهد هخامنشیان از دست اندازی های اسکندر و فجایع لنگریانش در امان نماند. (آلفونس گابریل- تحقیقات جغرافیایی راجع به ایران- ترجمه فتحعلی خواجه نوری- ابن سینا- تهران- آذرماه 1348- ص 30) پس از اسکندر، اشکانیان بر ایران حکومت می کردند. سرنوشت کرمان در این دوران روشن نیست. گرچه برخی بناهای شهرهای نرماشیر و بردسیر و شهربابک را مربوط به این دوران دانسته اند. (محمد ابراهیم باستانی پاریزی- تاریخ کرمان- ج 1- علمی- چاپ سوم، 1364- ص 268)
    از زمان مرگ اردشیر در سال 241 میلادی تا اوایل سلطنت انوشیروان در سال 531 میلادی یعنی حدود سه قرن، کرمان در دست آل ساسانیان و مورد توجه آنان بود. در این عهد شاپور ذوالاکتاف، پنج هزار خانوار عرب را به کرمان کوچانیده و متوطن ساخت. (بلعمی، ترجمه تاریخ طبری- ص 107 به نقل از تاریخ کرمان- ص 269) پس از آن پسرش را ولیعهد کرده و سلطنت کرمان، به او می دهد و ملقب و به کرمان شاه می کند. وی در کرمان ابنیه عالی بنا کرده و قنات های متعددی احداث می نماید.
    ج- شهر کرمان قبل از اسلام
    شهرهای ایران باستان جنبه سیاسی اداری داشته اند. جایگاه حکمران که کهندژ نام داشت؛ مهمترین نقطه شهر بوده است.(حسین، سلطان زاده- مقدمه ای بر تاریخ شهر و شهرنشینی در ایران- نشرآبی – 1365-ص 11) شهرسازی در دوره ساسانیان در همه جا کم و بیش یکسان بود. در عهد ساسانی برآن بود که جهان 4 بخش دارد و شهرها باید طوری ساخته شوند که به چهار سوی جهان گشوده باشند. (ابن اسفندریار- تاریخ طبرستان- ص 36، 37 به نقل از احمد اشرف ویژگی های تاریخی شهرنشینی در ایران دوره اسلامی- نامه علوم اجتماعی دوره 1 شماره 4- 1352تیرماه)
    در این نوع شهر سه بخش عمده را می توان تشخیص داد: اول شهر قلعه ای در واقع بخش اصلی شهر که در درون آن محله ها و بازارها قرار داشتند و شارستان (شهرستان) نامیده می شده است؛ دومی ارگ شهر کهندژ با برج و باروری بلند که بخش نظامی و حکومتی شهر بود؛ سوم بخش خارجی و بیرونی شهر که آبادی ها و مزارع در حاشیه آن قرار داشت و در دوران اسلام این قسمت یعنی بخش خارجی شهر به نام ربض به معنی بیرون شهری تغییر یافت. (محمود، توسلی- ساخت شهری و معماری در اقلیم گرم و خشک ایران- ص 7)
    تپه اصلی که بنام قلعه قدیمی شهر کرمان نامیده شده؛ همان است که امروز معروف به قلعه دختر است. در واقع قلعه دختر علاوه بر مرکز دفاعی شهر، مرکز عبادی و مذهبی مردم نیز بوده و معبد آناهیتا در آن بلندی قرار داشته است و به عقیده استاد باستانی پاریزی به قلعه دختر معروف شده است. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- خاتون هفت قعله- چاپ چهارم ص 156)
    معمولا سایر تاسیسات و آبادی ها، خانه ها و باغ ها و مجتمع خدماتی شهر بر گرداگرد این تپه یعنی قلعه دفاعی ساخته شده و آن گاه دیوار آن را محصور می کرد که این قسمت را شارستان می نامیدند. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- کرمان- شهرهای ایران بکوشش یوسف کیانی- ص 196)
    د- شهر و بازار کرمان پس از اسلام
    ورود مسلمانان به ایران زمینه های رشد سریع شهرهای ایران را فراهم آورد. (حسین، سلطان زاده- روند شکل گیری شهر و مراکز مذهبی در ایران- آگاه- 1362- ص 120) از آنجایی که نظام شهری از عناصر اساسی نظام سیاسی در شرق میانه بود. کشور گشایان عرب برای استقرارحکومت خود در سرزمین پهناور و امپراتوری اسلامی شهرسازی را دنبال کردند. لذا دو نمونه شهر در سرزمین های اسلامی پا گرفت؛ یکی شهرهای قدیمی که در دوره جدید رنگ و بوی اسلامی به خود گرفت و دیگر شهرهایی که دوره اسلام ساخته شد. (احمد، اشرف- ویژگی های تاریخی شهرنشینی در ایران- دوره اسلامی نامه علوم اجتماعی دوره1- شماره4- تیرماه 1353- ص 15)
    ری و اصفهان و کرمان از جمله شهرهایی بودند که در این دوره بازسازی شدند و در پیرامون شهر باستانی "گواشیر" شهر نوین موسوم به شهر کرمان در دوره اسلامی به وجود آمد. پس از شکست ایرانیان و فرار یزدگرد سوم به ری و اصفهان و فارس سرانجام به کرمان، اعراب در تعقیبش به کرمان آمدند و زردشتیان این ناحیه از ترس متواری شده و به هندوستان پناه بردند و برخی در نواحی مرتفع که برای عرب ها سرد و دشوار بود؛ سکونت گزیدند. (سایکس- سفرنامه سرپرسی سایکس- ص 66-65) پس از آن مهاجرت اعراب به کرمان آغاز گردید. (حافظ ابرو- جغرافیای حافظ ابرو- نسخه خطی کتابخانه ملک- ورق 134- به نقل باستانی پاریزی، محمد ابراهیم- وادی هفتواد جلد اول)
    بعد از پیروزی نهضت های ایرانی و سرنگونی بنی امیه قلعه های نظامی کرمان و بم مجددا احیاء شده و شهر دوباره توسعه یافته است. با ضعف آل بویه یکی از سرهنگان دولت ساسانی به نام ابوعلی محمد بن الیاس (322 هـ ق / 933 م) از خراسان خود را به کرمان رسانده و برای نخستین بار بعد از اسلام به تعمیر قلعه های کرمان و برج و باروری شهر می پردازد. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی کرمان- شهرهای ایران- بکوشش یوسف کیانی- ص 197)
    ابوعلی محمد بن الیاس، قسمتی از حصار و برج و باروی شهر (مربوط به زمان اردشیر بابکان) را که برای غلبه به شهر ویران نموده بود؛ مرمت کرد. عمارت های بلند در جنوب شهر و در جوار صحرای زریسف بنا نهاد و باغ هایی در فریزن و فرمیتن احداث نمود. همچنین در قسمت شرقی شهر حصاری جدید ساخت. (ابوحامد احمد بن حامد کرمانی- عقدالعلی للموقف الاعلی به نقل از تاریخ وزیری کرمانی، ص 252) ساخت شهر جدید که نسبت به گذشته مرکز و محل آن تغییر پیدا کرده است؛ در محدوده زریسف و فرمیتن امروزی، در اوایل قرن چهارم هجری بنا می شود. مقدسی در قرن چهارم کرمان را به پنج کوره، یا ولایت تقسیم کرده که هر ولایت به اسم کرسی آن ولایت موسوم بوده است. (ابوعبدالله محمد بن احمد، مقدسی- احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم ترجمه علی نقی منزوی- شرکت مولفان و مترجمان ایران- 1361) بدین قرار:
    اول بردسیر (گواشیر) با ناحیه خبیص (شهداد) در شمال آن (شهر کنونی کرمان) دوم سیرجان در مرز فارس، سوم بم، چهارم نرماشیر، واقع در سمت خاور و حاشیه کویر، پنجم جیرفت مجاور سواحل بحر هرمز.
    در آن زمان ایالت کرمان دو کرسی داشت: سیرجان و بردسیر (شهر کرمان کنونی) سیرجان کرسی اسلامی قدیم کرمان که در زمان ساسانیان نیز شهر عمده آن ایالت بود و در زمان اصطخری بزرگترین شهر کرمان بود. (ابواسحاق ابراهیم، اصطخری- المسالک و الممالک- بکوشش ایرج افشار- بنگاه ترجمه و نشر کتاب- تهران- 1340- ص 158-166) مقدسی آن را از شیراز بزرگتر و باشکوه تر می داند (ابوعبدالله محمد بن احمد، مقدسی- احسن التقاسیم فی معرفه الاقالیم ترجمه علی نقی منزوی شرکت مولفان و مترجمان ایران- 1361) سیرجان پس از آمدن اعراب، کماکان مرکز اسلامی ایالت کرمان باقی ماند و تا اواسط قرن چهارم که جنوب ایران تحت استیلای آل بویه در آمد بر این حال بود. (لسترنج- جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی- ترجمه محمود عرفان- شرکت انتشارات علمی و فرهنگی- چاپ دوم 1364- ص 322-323) ابوعلی محمدبن الیاس پایتخت خود را از سیرجان به کرمان (بردسیر) منتقل کرد تا به حوزه حکومت سامانی نزدیکتر و از حوزه تسلط آل بویه فارس دورتر باشد. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- وادی هفتواد جلد اول- انجمن آثار ملی 1355- ص 29)
    بعد از ضعف سامانیان و شکست الیاس، آل بویه روی کار آمدند. به علت موقعیت  تجاری کرمان یعنی قرار گرفتن در مسیر راه تجاری خلیج فارس و اقیانوس هند به آسیای مرکزی، تاخت وتازها و کشمکش ها در دوران آل بویه و غزنویان و سلجوقیان و خوارزمشاهیان ادامه پیدا کرد وکرمان عرصه تاخت و تاز این گروه ها بود که باعث بدبختی و رنج مردم گردید؛ اما رشد شهر ادامه پیدا کرد.
    در دوران حکومت سلاجقه بر کرمان محلات جدیدی بر محلات قدیمی شهر اضافه شده است. ملک توران شاه فرمود: «مهندس ولایت و استادان بنا را حاضر کردند و در بیرون شهر بنای سرای خویش فرمود و در جنب سرای، مسجد جامع و مدرسه و خانقاه و بیمارستان و گرمابه و غیره و اوقاف شگرف بر آنها نهاد» (احمدعلی خان وزیری کرمانی- تاریخ کرمان- جلد اول- علمی- چاپ سوم 1364- ص 252)
    این شهر با محله که می توان قدیمی ترین مجموعه شهر کرمان خواند؛ بنا بر لقب توران شاه به نام «محله عادلشاه» به عنوان قدیمی ترین محله کرمان معروف است و از این مجموعه تنها مسجد او به نام مسجد ملک باقی مانده است. این دومین بار توسعه کرمان پس از اسلام بود و با اضافه شدن هر محله به شهر، طبعاً باروی شهر نیز به اطراف آن گسترش می یافته و دروازه های جدید به تناسب به اطراف باز می شده است.
    وقتی غُزها، سلجوقیان را از میان برداشته و خود مسلط بر شهر کرمان شدند؛ ملک دینار غُز، ناچار یک محله شهر را اختصاصا تعمیر و بازسازی نموده و مرکز توقف سپاهیان قرار داده است. این نکته از این جا ثابت می شود که «حوض ملک» که منسوب به ملک دینار غُز است؛ در یکی از قدیمی ترین محلات شهر و در حوالی شمال مسجد جامع فعلی قرار دارد. این محله که وصل به «محله شهر» است؛ باید قدیمی تر از شاه عادل (عصر سلجوقی) بوده باشد و احتمالا در زمان ملک دینار، فقط بازسازی شده است (54هـ ق / 188م) و این سومین مرحله نوسازی قلاع شهر پس از اسلام است.
     آن محلی که در غرب محله شهر و حوض ملک قرار داشته و معروف به محله خواجه اتابک است و کوچه آن معروف به کوچه «ته باغ لله» باید محل باغ اختصاصی اتابک محمد، وزیر معروف سلاطین سلجوقی کرمان باشد که بعد از مرگ در گوشه ای از باغ خودش دفن شده و امروز مدفن او معروف به خواجه اتابک است. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- گنجعلیخان- اساطیر- چاپ دوم 1362- ص 51)
    گسترش شهر از زمان الیاس تا زمان رشدی رو به شمال داشته است. این مسیر رشد، در امتداد مسیر آب و در امتداد مسیر کاروان های تجاری زمان نیز بوده است. راسته بازار سابق هم که در این امتداد و از آثار دوران سلاجقه و مغول و بعد از آن است؛ همین مسیر رشد را تایید می کند. مقبره خواجه اتابک یکی دیگر از آثار ارزنده سلاجقه که تا آن هنگام در خارج شهر بنا شده است؛ باز در شمال این مجموعه ملاحظه می شود.
    ظاهراً در همین ایام که نواحی شمال شهر آباد می شده است؛ قسمت های جنوبی آن به سبب بلایای طبیعی و یا جنگ و ستیزها از رونق افتاده که در نتیجه از وضعیت شهری خارج شده است. (مهندسین مشاور شارستان- طرح جامع کرمان- وزارت مسکن و شهرسازی- 1363- ص 18-2)  
    رشد و توسعه محلات شهر بعد از زمان سلاجقه، از شرق به جانب غرب بوده است. زیرا به گواهی تاریخ، سال ها بعد محلات شمالی که امروزه در مرکز قرار گرفته است؛ شکل گرفته اند. اهمیت یافتن راه تجاری خراسان به بندر هرمز از شمال به جنوب از کناره غربی شهر «بردسیر» عبور می کرد که باعث کشیده شدن محلات جدید الاحداث به جانب غرب بوده است.
    در قرن ششم و هفتم هجری، به علت اهمیت یافتن روز افزون راه تجاری خراسان به بندر هرمز که به راه ابریشم و ادویه نیز معروف است نطفه های اولیه بازار قدیم کرمان در کنار محله «شاه عادل» و در مسیر این راه پر اهمیت شکل می گیرد. راه قدیم خراسان به کرمان که «بردسیر» نامیده می شد؛ از حوالی جوپار عبور می کرد که فاقد ارتفاعات صعب العبور بوده است.
    در اوایل قرن هفتم حمله وحشیانه مغول آغاز گشت. میلیون ها نفر در سراسر کشور از دم تیغ گذرانده شدند و صدها شهر و آبادی ویران شد که تعدادی از آنها دیگر مسکونی نگشت. (ابوالفداء- تقویم البلدان- ترجمه عبدالحمید آیتی- ص 385) حکومت کرمان به انقیاد چنگیز در آمد و تا سال 703 هـ ق در دست خاندان قراختایی باقی ماند.
    در این دوران کرمان کماکان موقعیت تجاری خود را در منطقه محفوظ نگاه داشت. مجموعه آثار زمان قراختاییان یکی از بزرگ ترین مجموعه هایی بوده که می توان آن را چهارمین مرحله بازسازی و توسعه شهری کرمان پس از اسلام به شمار آورد. سر در بزرگ مدرسه و مقبره آنها که هنوز باقی به نام "قبه سبز" معروف است که مطابق توسعه شهر در شمال آن روز بنا گردید و زلزله سال 1314 هـ ق (1896 م) بیشتر بنای آن را ویران ساخت (محمد ابراهیم،باستانی پاریزی- مدرسه ترکان سلجوقی و ترکان قراختایی در کرمان- سی گفتار درباره کرمان) این مجموعه و محله که به اشاره ترکان خاتون توسعه یافت بعدها نام «ترکاباد» یافت.
    در قرن های چهارم تا هشتم هجری علاوه بر شکل گیری محلاتی همچون محله ترک آباد در امتداد بازار به سمت شمال، دوران تشکیل محله های فرعی و حاشیه ای شهر است. ازجمله این محلات حاشیه ای می توان از محله فرمیتن نام برد که در حاشیه مزارع فرمیتن شکل می گرفت. همچین محله گبری (محله قدیمی زرتشت ها) که با بازگشت زرتشتیان مهاجر از هندوستان، به سرزمین آبا واجدادی خود در کرمان تشکیل شده بود؛ این محله در شمالی ترین قسمت شهرودرکنار جاده خراسان درست شده بود که دلیل جدایی آن ازسایر محلات شهر،عدم پذیرش زرتشتیان ازجانب مسلمانان ساکن شهر بوده است که به علت اختلافات مذهبی، حاضر نبودند درکناریکدیگر زندگی کنند.
    پس از قراختائیان در سال 741 هـ ق سلسله آل مظفر بر کرمان حاکم شدند و با احداث مجموعه و با احداث مجموعه و مسجد جامع مظفری توسط «مبارزالدین محمد مظفر در بازار کرمان به شکرانه سلامتی در جنگ و پیروزی برقبایل اوغان» (محمد ابراهیم باستانی پاریزی- گنجعلیخان- ص 53- استانداری کرمان- ص 62) بر باقیمانده و خرابه های قدیم و محله ای متروک در مرکز قدیم شهر (تقریبا نزدیک به قلعه دختر) به بازسازی شهر کرمان پرداخت. وی مسجد جامع و بازاری طولانی ساخت که هنوز هم به مسجد جامع مظفری و بازار مظفری معروف است. همچنین مسجد با منار توسط سلطان عمادالدین در خارج شهر کرمان و در شمال شرقی آن احداث گردید. بعدها با رشد شهر به جانب شرق، محله پامنار تشکیل شد؛ اما مسجد جامع مظفری تا قرن13 هجری همچنان در خارج از شهر باقی ماند.
    بعد از برچیده شدن بساط حکومت آل مظفر در سال 796 تا تسلط شاه اسماعیل صفوی در سال 916 بر کرمان در دورانی پر آشوب به ترتیب سلسله های تیموریان قراقویونلو- آق قویونلو بر کرمان حکومت راندند. در زمان حکومت تیموریان به دستور شاهرخ (819 هـ / 1416م) حصاری محکم بر گرد شهر کشیدند و بعضی محلات خارج شهر قدیم را جزو شهر کردند. دروازه ای که سمت غربی شهر موسوم به دروازه سلطانی بود به حکم آن سلطان ساخته شد که می توان آن را ششمین دوره بازسازی شهر پس از اسلام محسوب نمود. (احمد علی وزیری- تاریخ کرمان- جلد دوم- ص 572)
    در دوران صفویه که دوران رونق شهرنشینی در ایران است؛ مصادف با ترویج عمران آبادی کرمان است. در این عصر خصوصا زمان گنجعلی خان دوره شکفتگی اقتصاد کرمان است. در این زمان درآمد عمومی مردم به حد قابل توجهی بالا رفته و بهترین دلیل آن آبادی های شهر و وجود مجموعه گنجعلی خان است. در این دوره شهر از صورت یک قلعه خارج شده بازارها و آب انبارها و کاروان سراها و حمام و مدارس متعدد در محله جدیدی که بر خرابه های محلات قدیم بنا شده بود رونق یافتند. (محمد ابراهیم باستانی پاریزی- وادی هفتواد- ص 261)
    مجموعه گنجعلیخان در قرن یازدهم بر روی دکان ها و خانه های قدیمی شهر بین شهر قدیم و محلات شمالی شهر احداث می گردد. ترتیب قرارگیری این مجموعه بر سر راه بازار قدیم به گونه ای است که اهمیت یافتن مسیر تازه بازار را از جانب مجموعه گنجعلیخان به طرف شرق خاطرنشان می سازد. این قسمت در انتهای راسته بازار قدیم قرار دارد و با توجه به کاروان سراهای متعددی که در اطراف آن قرار داشته اند؛ اهمیت تجاری و مرکزیت آن مشهود است. عایدات عمده کرمان در زمان صفویه از راه تجاری بندرعباس و تجارت ابریشم بود و به همین سبب آبادانی زمان گنجعلیخان معروف است. اما در اواخر صفویه و به علت هجوم افاغنه و همچنین عدم توجه اصفهان، فقر عمومی دامن گیر شد و این فقر تا بعد از زمان نادر نیز ادامه داشت.
    در قرن دوازدهم هجری، محله گبری در شمال شهر توسط افغانی ها ویران شد و این ویرانی چنان بود که دیگر آن محله رنگ آبادانی به خود ندید. زرتشتیان تا مدت ها محله جداگانه ای نداشتند تا آنکه رفته رفته به دلیل اهمیتی که رشد شهر به جانب شرق می یافت؛ این بار در شرق شهر در خارج از آن و نزدیک به باغات زریسف دست به احداث محله جدیدی زدند که هنوز هم پا برجاست.
    بعد از هجوم آقا محمدخان قاجار (1209 هـ ق/ 1794 م) به کرمان، در تعقیب لطفعلی خان زند، اقتصاد کرمان مدت ها راکد ماند و تمام نیروی فعال انسانی آن نابود شد. قنات های بسیاری خراب گردید و راه تجاری به کلی بسته شد تا اینکه فتحعلی شاه قاجار متوجه خطر شده کرمان را به عهده ابراهیم خان ظهیرالدوله سپرد  و او با تجدید و احیاء قنات ها و تشویق مردم ایالات همسایه به مهاجرت و تامین راه های ارتباطی و نظم و نسق بلوچستان و ساختن بازار و کاروان سرا و قیصریه، مجدداً اقتصاد کرمان را جان بخشید.
    مجموعه ابراهیم خان، حدود سال 1240 هـ ش و مجموعه وکیل، حدود سال 1276 هـ ش و مجموعه حاج آقا علی، حدود 1299 هـ ش در شمال و شرق مجموعه گنجعلیخان شامل آب انبار، مسجد، بازار، قیصریه و کاروانسرا ساخته شدند و بعداً سرای سردار منسوب به سردار نصرت به این مجموعه افزوده شد که این هشتمین بازسازی کرمان بود. اهمیت یافتن راه تجاری غرب به شرق سبب شد، که راسته بازار فعلی کرمان در همین راستا شکل گرفته و مجموعه های فوق در این مسیر احداث شوند. علی رغم وقایع متعدد در زمان افاغنه، افشاریه، زندیه و وقایع آقا محمدخان قاجار، نوشته های مورخین و سیاحان خارج دال برآن است که شهر کرمان در محدوده همان قلعه شهر زمان قاجاریه، به دوام بقای خود داده است. (محمد ابراهیم باستانی پاریزی- شهرهای ایران- به کوشش یوسف کیانی)
    نباید فراموش کرد که اقتصاد کرمان در عصر قاجاریه، به علت تغییر راه تجاری بزرگ از بنادر ایران به کانال سوئز و دریای احمر لطمه بزرگی خورد. به دنبال آن نیز رفتار حکام قاجار لطمه بزرگ دیگری به کرمان زد. چنان که بسیاری از مردم معشیت و کار خود را رها کرده و دست از آبادانی برداشتند و به همین دلیل جعمیت شهرها دوباره کاهش یافت و درآمد عمومی مردم منحصر به کشاورزی و اقتصاد روستایی شد. تنها تجارت عمده ای که صورت می گرفت؛ صدور فرش و قالی و مقداری پنبه بود. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- وادی هفتواد جلد اول- انجمن آثار ملی – 1355- ص 870-269)
    تحولات سریع قرن بیستم، آغاز دوره غربزدگی در ایران پیوستگی اقتصادی ایران به غرب و رشد سریع جمعیت در شهرها منجر به تغییرات شهر کرمان و شکستن حصار قدیمی شهر در سال 1307 هـ ش گردید که در بخش بعدی اشاره خواهد شد.
    فصل پنجم: بنیان اقتصاد و کارکردهای سنتی بازار کرمان
    مقدمه ویژگی های جغرافیایی ناحیه کرمان که در فصل قبل ملاحظه گردید؛ کارکرد و نقش بلامنازع خود را برکیفیت اقتصاد سنتی شهر و بازار این سرزمین قبل از هر چیز نشان می دهد.
    اساس اقتصاد ناحیه و شهر کرمان که در طول تاریخ، سبب پیدایش و توسعه شهر کرمان و کارکرد و فعالیت های بازار شد به قرار ذیل است:
    الف- فعالیت های کشاورزی و شبانی مبتنی بر ویژگی های آب و خاک منطقه تا حدی که طبیعت آن اجازه داده است.
    ب- فعالیت های تجاری و بازرگانی با توجه به موقعیت راه های منطقه
    ج- معدن های غنی و عظیم منطقه
    د- کارگاه ها و صنایع دستی مکمل فعالیت های اقتصادی و کشاورزی به ویژه در فصول خشک سال
    فعالیت های کشاورزی و شبانی:
    با توجه به خشکی اقلیم و کمی باران منطقه که در فصل قبل از آن سخن رفت. پس از پیدایش سیستم و تکنولوژی آبیاری قنات و امکان استفاده از آب در تمام فصول در دشت رسوبی کرمان شرایط کشاورزی فراهم گردید و امکان استقرار و یکجانشینی مردم را در دشت کرمان، جایی که شیب زمین برای کشاورزی مناسب است فراهم آورد.
    عمر قنات جوپار کرمان را با عصر پرستش آناهیتا (خدای باران) برابر می دانند (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- یغما- سال 28- شماره 2-1354-ص 15) به گفته فرد ریچاردز، با ایجاد یک قنات آبادی و روستا به وجود می آید و هرگاه قنات تخریب شود آبادی های آن متروک و ویران خواهد شد.
    قنات های کرمان موجب می شود که مردم مغرب زمین، خود را کوچک و حقیر فرض کنند. معماران این قنات ها مستحق دریافت تاج افتخار و برگ غار هر دو می باشد. (اشاره به رسمی است که روزگار قدیم معمول بود و به جنگ آوران و شاعران و خنیاگران نامی تاجی از برگ غار می دادند.) در این شهر آب را از کوهستان به مناطق صحرایی می آورند و به این ترتیب نقاط خشک و متروک را به نواحی مطبوع مبدل می سازند. در اینجاست که شخص مفهوم شکیبایی و بردباری را درک می کند. (فرد ریچاردز- سفرنامه ریچارد فرای- ص 155 و 179)
    نخستین قومی که در ایران به ساختن قنات دست زده اند؛ کرمانی ها بوده اند. زیرا این منطقه اصلا رودخانه دائمی نداشته است و کلمه کاریز که بعضی قنات است می بایستی منسوب به کلمه «کاری» و طوایف کار امانی قدیم بوده باشد. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- وادی هفتواد- جلد اول انجمن آثار ملی – 1355- ص 219) چنان که ابن فقیه در البلدان نیز اشاره کرده است. (ابن واضع، یعقوبی- البلدان- ترجمه محمد ابراهیم، آیتی- بنگاه ترجمه و نشر کتاب- 1343- جلد 2- ص 454)
    قنات های ایران خود تابعی است از اقلیم ایران، زیرا هرچه باران سالیانه مناطق مختلف، بیشتر باش؛ طول قنات ها کمتر و مادر چاه آنها کم عمق تر است و برعکس هرچه باران سالیانه مناطق کمتر باشد طول قنات ها بیشتر و مادر چاه آنها عمیق تر خواهد بود. (جواد، صفی نژاد- نظام های آبیاری سنتی در ایران- دانشگاه تهران- سال 1359- ص 13) در کرمان که میزان باران کم است؛ طول قنات و مادر چاه نسبت به سایر نقاط ایران طولانی تر است؛ طول برخی قنات های کرمان تا 40 کیلومتر نیز بوده است.
    کشاورزی کرمان همچون سایر مناطق خشک کشور مبتنی بر زراعت دیم بوده است؛ زیرا رودخانه دائمی در محل دیده نمی شود. مهمترین محصولات تجاری کشاورزی منطقه از دیرباز عبارت بوده است از:
    - گندم و جو در اکثر اراضی زراعی
    - سیب زمینی
    - پسته در اطراف شهر کرمان و برخی شهرستان های استان
    - زیره که بیشتر در مناطق کوهستانی و اطراف شهر به عمل می آید
    - چغندر قند و پنبه
    - گیاهان خودرو دارویی
    - خشخاش (قرن 19 و نیمه اول 20 م)
    انواع میوه جات درختان نواحی سردسیر همچون گلابی، هلو، آلبالو، آلو، گیلاس، سیب، زردآلو، انگور و صیفی جات همچون خیار، خربزه، هندوانه، بادمجان، گوجه در شهرستان کرمان و اطراف آن به عمل می آمده و می آید.
    دامداری:
    شرایط طبیعی کرمان از دیرباز تابع اقتصاد شبانی و فراورده های عشایر کوچ نشین بوده است. تنوع و اختلاف آب و هوا و مناطق جنوب و شمال این منطقه و مزیتی که کویرهای کرمان و مکران از جهت داشتن آب و علف نسبت به سایر کویرهای ایران دارد؛ به گسترش اقتصاد شبانی در این منطقه کمک کرده است. تعیین تاریخ دقیق وجود اقتصاد شبانی در منطقه کرمان چندان مشخص نیست. آنچه مسلم است ورود قبایل کوچ نشین ترک از نواحی شمال شرقی ایران به این نواحی موجب توسعه اقتصاد گله داری گردیده است و این گسترش با حکومت ترکان سلجوقی در کرمان و کوچ نمودن قبایل غُزیه این سرزمین شروع گردیده است. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- کوچه هفت پیچ- به نقل از سی گفتار درباره کرمان- ص 440)
    فعالیت های تجاری و بازرگانی:
    منطقه کرمان به ویژه شهداد، بخشی است از یک فرهنگ غنی و نسبتاً گسترده که در جنوب شرقی ایران رشد و نمو یافته و بر تمدن های دور و نزدیک اثر متقابل داشته و باب مراودات فرهنگی، بازرگانی و سیاسی با آنها برقرار نموده بود. همه قرائن حاکی از آن است که شهداد حداقل در میانه هزاره سوم ق. م از مراکز عمده صنایع فلزی دنیا بوده است. کشف آثار شهداد در منطقه ترکستان (شوروی سابق) و حتی در سواحل جنوبی خلیخ فارس و کشور عمان حکایت از روابط گسترده تجاری این منطقه با سایر مناطق جهان در سطحی فرا منطقه ای می کند. (میرعابدین کابلی- روابط فرهنگی و بازرگانی شهداد ومنطقه ترکستان درهزاره سوم- ص 220-206- کرمانشاهی – مجموعه مقالات 1369)
    شهر کرمان از دیربازیکی ازشهرهای بزرگ تجاری ایران به حساب می آمد ودرمسیرهای جاده های زرین ادویه و دارچین راهی که کاروان های پرباری رابه سرزمین های دوردست مشرق و خاور دور وصل می کرد؛ قرار داشت.
    با تغییر مراکز حکومتی و سیاست های اقتصادی در دوره های مختلف دگرگونی و تحولات فراوانی در کشور به وقوع پیوسته؛ ولی مسیر این راه ها تقریبا ثابت مانده است. چنانکه نقشه راه های قدیمی ایران را با راه های ارتباطی امروز مقایسه نماییم تفاوت چندانی در مسیر آنها نمی یابیم و اکثراً در همان مسیرهای قدیمی، مدرنیزه و آسفالته شده اند. (مهندسین مشاور داض- طرح جامع شهر کرمان- گروه طرح های جامع و تفضیلی وزارت مسکن و شهرسازی سال 1353- ص5-2)
    یکی از دوره هایی که تجارت کرمان توسعه یافت در زمان حکومت ارسلان شاه اول سلجوقی بود که باعث توسعه شهر کرمان گردید. در نتیجه شهر کرمان نیز آباد و مرکز تجار و بازرگانان بود. ربض کرمان معمولا مسکونی بود و مردم بسیاری از تجار و اطراف با اموال وافر در کاروانسراها حاضر می شدند. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- سلجوقیان و غز در کرمان- به نقل از وادی هفتواد)
    گاهی به سبب عدم تامین امنیت عمومی و آشفتگی های سیاسی راه های تجاری بسته می گردید و سرمایه ها از کرمان فراری می شد. یکی از این رویدادها در سال 568 هـ / 1172م «ایبک دراز، غلام ترک، از بم به بردسیر تاخت و سحرگاهی در کاروانسرای غرباء و منازل اکابر و متمولان بردسیر افتاد و تاراجی تمام کرد و تا نماز پیشین بازار غارت گرم داشت و ... هرچه حمل آن ممکن بود ببرد... رعیت بیچاره را از این فتنه سیلاب بلا تا لب رسید... و غرباء که در کسوت جمال و ثروت در آن شهر آمده بودند، همه پلاس افسوس بر دوش، روی به راه نهادند.» (همان، مأخذ، ص 78)
    در زمان ترکان خاتون بر اثر آرامش اوضاع اکثر تجار و متمولان شرق و غرب توطن و اقامت در کرمان را به جهت آب و هوای با صفا و وسعت منزل و ... امنیت کامل آن، اختیار می کردند. (العلی ص 41 به نقل از وادی هفتواد باستانی پاریزی)
    در زمان تیموریان عایدات عمده، علاوه بر مالیات اراضی درآمد سرشار از راه ها و تجارت بزرگ هند نیز بوده است که از راه عمده آن یکی از بندرعباس و سیرجان و رفسنجان به یزد منتهی می شد و راه دیگر از هرموز (میناب) به جیرفت و راین و کرمان و زرند و کوهبنان و یزد و از آنجا به طبس و نیشابور می رسید و راه سوم که از طریق چاه بهار به سیستان وازآنجا به قاین وطبس می رسید و البته شعبه ای از آن به بم و شهداد و بالاخره کرمان و خراسان می پیوست. (محمد ابراهیم باستانی پاریزی- وادی هفتواد جلد اول- انجمن آثار ملی – 1355- ص 257)
    زمان صفویه دوره شکوفایی اقتصاد کرمان است و آن طوری که از ظواهر امر بر می آید؛ درآمد عمومی مردم به حد قابل توجهی بالا رفته بود و بهترین دلیل آن تاسیسات شهری «گنجعلیخان» است. عایدات عمده کرمان در زمان صفویه از راه تجاری بندرعباس و تجارت ابریشم بود، به همین سبب آبادنی زمان گنجعلیخان معروف است. اما در اواخر صفویه و به علت هجوم افاغنه و نیز عدم توجه پایتخت (اصفهان) فقر عمومی دامنگیر این ناحیه شد و این فقر تا زمان نادر و بعد از آن نیز ادامه داشت.
    در زمان قاجاریه بعد از حمله آقا محمدخان (1209ق/1794م) اقتصاد کرمان مدتی راکد ماند. تمام نیروی فعال انسانی آن نابود شد و مردم باقی مانده اغلب کور بودند. قنوات بسیاری بائر و خراب شد و راه تجارتی به کلی بسته شد تا اینکه فتحلی شاه قاجار متوجه خطرشده کرمان را به عهده ابراهیم خان ظهیرالدوله سپرد و او با تجدید و احیاء قنوات و تشویق مردم ایالت همسایه به مهاجرت و تامین راه های ارتباطی و نظم و نسق بلوچستان و ساختمان بازار و کاروانسرا و قیصریه، مجددا اقتصاد کرمان را جان بخشید. با همه این ها نباید فراموش کرد که اقتصاد کرمان در عصر قاجار به علت تغییر تجاری بزرگ از بنادر ایران به کانال سوئز و دریای احمر، لطمه بزرگی خورد و رفتار حکام قاجار، لطمه بزرگتر دیگری به مردم و شهر کرمان زد.
    صنایع دستی:
    طبق کاوش های ناحیه شهداد و مشاهده مجتمع کوره های ذوب فلزکاری لااقل در میانه هزاره سوم این منطقه از مرکز عمده صنایع فلزی بوده است. (میرعابدینی کابلی- روابط فرهنگی و بازرگانی شهداد و منطقه ترکستان در هزاره سوم ص 209) اقلیم خشک و شرایط جغرافیایی سخت این منطقه که فعالیت های مبتنی بر آب و خاک را دشوار می کند؛ کشاورزی را حداکثر در بیش از نیمی از سال اجازه نمی دهد. برای گذران زندگی به ناچار می بایستی در فصل هایی که کشاورزی تعطیل می شد به صنایع دستی توجه کنند. وجه تسیمه کرمان منسوب به کرم ابریشم و وجود صنایع دستی و ابریشم بافی از فعالیت های دستی حکایت می کند. در نتیجه صنایعی مثل ابریشم بافی و قالی بافی پارچه های ظریف مورد توجه قرار گرفته است.
    قدیمی ترین سند در مورد توسعه فن ریسندگی در کرمان مربوط به شاهنامه فردوسی در «داستان هفتواد و سرگذشت کرم» است. حوادث این داستان در قرن سوم میلادی اتفاق افتاده است که احتمالا داستان مربوط به پرورش کرم ابریشم و کاربرد آن در صنعت نساجی است. (عذرا، خزائلی- بررسی صنایع نساجی کرمان- سی گفتار درباره کرمان استانداری کرمان 1355- ص 419)
    شکست ایران از اعراب حادثه بزرگی بود که در تمام اوضاع سیاسی و اقتصادی ایران اثر گذاشت و صنایع نساجی را نیز دچار رکود کرد؛ ولی دوران آن بسیار کوتاه بود با روی آمدن خلفای عباسی بار دیگر صنعت نساجی در ایران توسعه یافت.
    نقش های تزیینی روی منسوجات کرمان، واکنش انسانی را در مقابل پدیده های طبیعی و اکولوژیکی محیط با بیان احساس و عواطف هنرمند را نسبت به آنها نشان می دهد.
    بررسی گیاهان منطقه رابطه بسیار نزدیک بین زیبای دره های کرمان و گیاهان و پرندگان آن با طرح ها و نقش های موجود بر روی منسوجات نشان می دهد. از جمله نقش گل نرگس سفید و زرد، خشخاش، شقایق گل ختمی به رنگ های زرد و صورتی، گل سرخ وحشی با رنگ صورتی و نسترن سفید، درختانی همچون درخت ابریشم، مرکبات، سرو و پرندگان همچون دراج جیرفتی (تیهوی دشتی) و... گیاهان دیگری که در این منطقه می روید.
    از طرف دیگر تاثیر مکتب تصوف از اواخر قرن پنجم هجری به بعد بر بافندگان و صنعتگران شهرنشین که این طریقت را انتخاب کردند و اعتقاد متصوفه بر اینکه هر یک از وجوه طبیعت مظهر تکامل عشق الهی است و این مسئله هنرمند را به مشاهده و احترام به طبیعت وادار ساخته است، به مرور زمان از سمبل های طبیعی برای بیان مفاهیم عرفانی که در محیط وجود دارد به ویژه  سرو، دراج جیرفتی، ترنج و غیره اسفاده نموده اند.
    خوشبختانه کرمان به واسطه دور افتادگی و موقعیت جغرافیایی اش در معرض بلایای مغول واقع نشد؛ ولی در عین حال اوضاع آن برای مدتی به واسطه تغییرات سیاسی و درگیری بازیگران سیاسی جَو آسیای مرکزی تغییر پذیرفت و محل زد و خورد امرای فراری از مقابل مغولان گردید.
    پس از حمله خانمانسوز مغول در دوره جانشینان او آرامش و امنیتی در امپراطوری مغول به وجود آمد که منجر به رشد منابع اقتصادی از جمله صنعت نساجی به ویژه در مناطق شرقی و شمال شرقی ایران گردید و در این دوران است که سوزن دوزی های کرمان نظر مارکوپولو را به خود جلب می¬نماید. (تاریخچه صنایع نساجی ایران- صفحه166به نقل از سی گفتار درباره کرمان- 422)
    بسته شدن راه تجارت بین شرق و غرب از طریق خشکی توسط دولت عثمانی موجب گردید؛ قسمتی از تجارت خارجی ایران از طریق خلیج فارس انجام پذیرد. شاه عباس توجه ویژه ای به تجارت ابریشم و تهیه منسوجات ابریشمی داشت و به همین منظور دستور داد مدل کارگاه های نساجی یزد و کرمان که از مدت ها قبل برای بافت پارچه های مرغوب مناسب بودند در اصفهان و دیگر شهرهای ایران دایر کنند و استادان ماهر به مراکز جدید دعوت شدند که پارچه هایی جهت صادرات تهیه نمایند. (سفرنامه پیترودلاواله ص 144) در کتاب سیاست و اقتصاد در عصر صفویه چنین آمده است. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- سیاست و اقتصاد در عصر صفوی- صفی علی شاه- چاپ سوم 1362- 116)
    «در زمان شاه عباس و رود پارچه های پشمی خارجی نیز ممنوع بوده است. به طور کلی از طریق اعتقاد مذهبی مصرف آن را منع کرده بود» شاردن در این مورد چنین می نویسد:
    «ایرانیان را در آیین خود عقیده برآن است که پشم از جمله چیزهایی است، که لمس آن به دست غیر مسلمان موجب ناپاکی و نجاست آن می گردد. زیرا به مثل، اسفنج عرق وجود انسانی را جذب می کند. بدین طریق مسلمانان نباید اشتباه کنند و ناآگاهانه، این نوع کالا را از مسیحیان ابتیاع نمایند» (سفرناه شاردن جلد چهارم- ص 360)
     شالبافی، هنر دیگر کرمان بود و آن پارچه ای بسیار ظریف بود که از کرک گوسفندها و بزهای کرمان بافته می شد. به گفته «سرپرسی سایکس» مسلم است که مواد خام هیچ نقطه ای با مواد خام کرمان نمی تواند رقابت کند و آب و هوای این ناحیه در لطافت جنس محصول دخالت نام دارد. تعداد دستگاه های شالبافی دایر کرمان به سه هزار بالغ می شود و سالیانه سیصد هزار تومان که معادل شصت هزار لیره است شال از دستگاه خارج می شود. (سایکس، پرسی- سفرنامه سرپرستی سایکس- و ترجمه حسین سعادت نوری- ابن سینا- چاپ دوم 1336- تهران ص 234)
    وی در مورد البسه و مسنوجات می گوید:
    «از این دو متاع که بگذریم بایستی به نمد را کرمان برای افرد قشون به تهران حمل می شود. رولباسی معمولی ایرانی ها عبای عربی است که شهر کرمان از لحاظ تهیه آن نیز شهرت نامی دارد و شبیه لباده پروفسورها می باشد در کرمان تهیه می شود.»
    دیگر از امتعه معروف کرمان پارچه بَرَک است که سالی هزار پوند بافته می شود. برنج سازی کرمان نیز بی اندازه معروف بود و این نکته باعث تعجب است که شهری که پدران و اسلاف آنها مکرر در معرض تاخت و تاز اجانب واقع و به انواع بدبختی دچار شده اند؛ اکنون به تهیه امتعه و اجناس صنعتی ظریف متنوعه موفق گردیده و مندرجاً به توسعه و ازدیاد ثروت شهر خود کمک کرده اند. (منع پیشین، ص 236-234)
    قالی بافی:
    سابقه قالی بافی در این سرزمین تقریبا طولانی است؛ ولی براساس تحقیقات تاریخ نویسان و قالی شناسان غرب (ادواردز – فرش های ایرانی- چاپ لندن- 1960- ص 203 به نقل از بررسی صنعت فرش در ایران- فیروز توفیق) قدمت آن از قرن 16 م تجاوز نمی کند وظاهرا منطقه راور از قدیمی ترین مراکز بافندگی کرمان است. دراواخرقرن 19 میلادی قالی بافی کرمان پس ازیک دوره رکود، مجدداً رونق یافته و جانشین صنعت شالبافی می گردد.
    به گفته سایکس در خود «کرمان» در حدود یک هزار دستگاه قالی بافی دایراست که روی هر کدام آن یک استاد و دو الی سه طفل کارگر از روی نقشه ای که برای آنها خوانده می شود کار می کنند. (سفرنامه پرس سایکس- ترجمه حسین سعادت نوری- ابن سینا- چاپ دوم 1336- تهران ص 233)
    در همین اوان است که شرکت های خارجی و تجار تبریز به کرمان هجوم می آورند. در اثر افزایش تقاضای فرش های کرمان تعداد دستگاه ها به سرعت افزایش می یابد. ظرف ده سال اول قرن 20 تعداد دستگاه ها سه برابر می گردد. ده سال بعد تعداد کل دستگاه های منطقه شهری بافت کرمان پنج هزار گزارش شده است (1201 شمسی برابر 1922 میلادی) در این هنگام تجارت فرش به کلی از دست بازرگانان ایرانی خارج شده است که این توسعه بیشتر به کمک تجار آلمانی و ارتباط تجاری آلمان با ایران صورت گرفت. درجنگ جهانی دوم شکست و رکود بزرگی نصیب قالی کرمان شد و مدت ها طول کشید تا اینکه صادرات قالی کرمان روال منطقی یافت.
    بحران سال های بعد از 1930 در آمریکا عکس العمل شدیدی در کرمان که در آن زمان 90% تولیدش به ایالات متحده صادر می شد ببار آورد.
    شرکت های خارجی یکی بعد از دیگری بسته شدن و سفارشات به حداقل تقلیل یافت. بعد از بحران نیز به علت سیاست دولت مبنی برتعطیل تاسیسات خارجی آخرین شرکت ها اموال خود را به شرکت جدید التاسیس فرش فروختند و بار سفر بستند. بحران تجارت قالی تنها از جهت بیکاری کارگران نبود، بلکه تعطیل کارگاه های رنگرزی و رکورد کار تجار و دلالان و به طور کلی بازار کرمان در وضع اقتصاد کرمان بسیار موثر بود (محمدابراهیم، باستانی پاریزی- وادی هفتواد جلد اول- انجمن آثار ملی – 1355- ص 283) گرچه مصادف با همین ایام بازار تهران به منزله یک مرکز مصرف جدید پا به عرصه گذاشت.
    استخراج معادن:
    در منطقه کرمان مراکز باستانی چندی مورد مطالعه قرار گرفته اند. از جمله این جایگاه ها می توان تل ابلیس، تپه یحیی، شیخ عالی و خبیص (شهداد) را نام برد.
    در خطه کرمان جایگاه های شناخته شده معدنکاری و ذوب فلزات و سکونتگاه های پیشه وران مذکور به تنهایی به بیش از یکصد مورد می رسد. یافته های مربوطه نشان می دهد که فعالیت های معدنی و ذوب فلزات احتمالاً از اواخر هزاره چهارم قبل از میلاد در منطقه کرمان انجام می شده است. (به نقل از سازمان زمین شناسی کشور- مروری بر آثار معدن کاری باستانی در خطه کرمان- کرمانشاهی- ص 252)
    ناحیه معدنی کرمان با مساحتی در حدود 50000کیلومتر مربع شامل مناطق غربی، جنوب و جنوب شرقی شهر کرمان است که از رشته کوه هایی با ارتفاع 4400 متر و دشت های مرتفع و دره های زیادی تشکیل می شود. چون کرمان به عنوان یکی از مهمترین قطب های معدنی ایران محسوب می شود آن را «بهشت معادن» لقب داده اند. (مجتبی انواری- سرگذشت کوتاهی از معدنکاری و زمین شناسی کرمان-ص 294)
    از استرابون جغرافی دان یونانی نقل شده است که در ایران طلا، نقره، مس، آهن، سرب و زرنیخ استخراج می شده و بیشتر از ناحیه کرمان به دست می آمده است. (زاوش م- کانی شناس در ایران قدیم- از مجموعه علم در ایران شماره 1- انتشارات بنیاد فرهنگ ایران- 1355)
    از جمله صادرات کرمان در زمان هخامنشیان مس بوده است و مسگرها در کرمان از آن رویین می ساختند که خیلی معروف بود و درخشندگی خاصی داشت. به گفته حدود العالم از قدیمی ترین ایام در کرمان اقلام عمده سنگ های معدنی گران قیمت همچون نقره و فیروزه و ... وجود داشته که باعث رونق تجارت در شهرهای این خطه بود و در کتاب المسالک و الممالک اصطخری آمده است: «در شهرهای کرمان معدن ها بسیار است... معدن آهن... نقره... که سوی پارس و عراق ببرند» (ابواسحاق ابراهیم- اصطخری- المسالک الممالک- بکوشش ایرج افشار- بنگاه ترجمه و نشر کتاب- تهران 1340)
    خواجه نصیر الدین طوسی (در قرن هفتم هجری) از فیروزه و روی کرمان نام می برد و مارکوپولو در سفرنامه خود (نیمه دوم قرن 7 ه و نیمه دوم قرن 13 م) گوید: فیروزه درکرمان بسیارزیاد پیدا می شود که حاصل کاوش صخره های نزدیک است. به گفته یاقوت حموی کرمان دردوره سلاجقه ازبهترین وآبادی ترین بلاد محسوب می شد. (لسترنج- جغرافیای تاریخی سرزمین های خلافت شرقی- ترجمه محمود عرفان- انتشارات علمی فرهنگی- چاپ دوم 1364)
    در دوره های مغول و تیموری کارهای معدنی متوقف شد و پس از ان ها نیز حکومت ملوک الطوایفی در کشور هر گونه پیشرفت اقتصادی را مانع می گشت. در زمان صفویه به ویژه درزمان شاه عباس شکوفایی بزرگی در زمینه های اقتصادی پدیدار گردید و شاه عباس بر آن شد که معدنکاری را شاید هم برای تامین مواد اولیه جنگ ابزار بار دیگر به راه اندازد؛ ولی در این راه چندان موفقیتی نداشت.
    به گفته سرپرسی سایکس، شاه عباس در صدد برآمد که معادن ایران را استخراج نماید و ظاهراً کارگران آزاد وا می داشت لیکن ملاحظه کرد که هزینه آن بیش از فایده اش است.
    تاورنیه در تایید موضوع اشاره می کند که استخراج معادن نقره هزینه ای معادل 10 واحد و درآمدی معادل 9 واحد دارد و این کیفیت همواره برقرار بود و نیز می گوید سرب را از ایالت کرمان می آورند. (کرامت الله علی پور- نگاهی به سرگذشت معدنکاری در خاور ایران و کناره کویر- کرمانشاهی ص 305 به بعد)
    از این زمان به بعد آگاهی از فعالیت معدنی در دست نیست؛ زیرا با انحطاط سلسله صفوی جامعه ایران دستخوش جنگ های داخلی و حکومت های موقتی است. در زمان محمد شاه قاجار نامه ای رسمی که از طرف مسئول مربوطه درباره معادن صادر گردیده است؛ در دست می باشد که نشانه ای از فعالیت ها در این زمینه است.
    محمدصالح تبریزی، معدنچی و سررشته دار امور درعهد محمد شاه و ناصرالدین شاه درباره معادن ناحیه کرمان فهرستی ارائه می دهد که آهن در خنامان، آبگرم سیرچ، آبگرم بردسیر در بلوک راین، ابارق طهرود، بلوک اختیار آباد، گوگرد در بلوک راور، زاج سفید و سیاه در راور فیروزه در شهربابک، سنگ توتیا در کوهبنان، مرمر در بلوک بردسیر و بلوک رائن، لاجورد در شهربابک و نام تعداد زیادی از معدن سرب و مس کرمان در آن آمده است. (محمد صالح تبریزی- معدن نامه «فهرستی از معادن ایران در سال های 1240-1260»تنظیم عباس پرورش- خرداد1349)
    کارکرد تجاری بازار کرمان:
    مهمترین کارکرد بازار کرمان فعالیت اقتصادی و بازرگانی بوده است؛ چه این بازار حاصل ارتباطات تجاری فرامنطقه ای و ملی بین جنوب و شمال و شرق و غرب ایران بوده است. بنابراین بنیان عملکرد آن تجاری است که در طول تاریخ 2000سال قبل تاکنون در هر زمان به حالت وشکلی مخصوص به خود تا به امروز تکوین و تکامل یافته است.
    بازار کرمان محل تجمع  کل تولیدات منطقه وسیعی بود که از یزد تا هرمز و مکران را در بر می گرفت و نتیجه کل روابط شهر کرمان و روستاهای اطراف دربازارکرمان تجلی می نمود. بازار کرمان که پرازحجره و کاروانسرا بود ومرکزاصلی بازرگانی شهرومنطقه را تشکیل می داد. (پل وارد، انگلیش- شهرو روستا درایران ص 1)
    همان طور که ذکر شد بنیان اقتصادی شهر کرمان بر پایه: - فراورده های کشاورزی - مواد معدنی - صنایع دستی - فراورده های دامی بود که از قدیم نقش بزرگی در ایجاد صنایع شهر و رونق بازار کرمان داشته و باعث جذب مهاجرین و اشتغال زایی در شهر و ناحیه شده است و تولیداتی همچون مسگری- آهنگری- زرگری و غیره را از گذشته در بازار ارائه و رونق داده است. چنان که در متن تاریخی داریوش سهم کرمان و صادرات آن را در هنر و معماری کاخ شوش هخامنشی می بینیم. (رضا کسائی- مفهوم معماری در زمره هخامنشیان و یونانیان- هنر و معماری شماره 10 و 11 تیر و آذر 1350-ص 76 به نقل از معماری، شهرسازی و شهرنشینی ایران در گذر زمان محمد رضا نقوی نژاد دیلمی ص 45)
    صادرات معدنی کرمان به سایر شهرهای کشور و خارج از آن در دوره های متعدد رواج داشت. چنانکه قزوینی گفته است توتیایی در کرمان به دست می آید که به سایر مملکت صادر می شود. زاجی دارد طلایی رنگ که در هر جای معموره رواج و مشتری دارد. نوعی سنگ در کوهستان های اطراف کرمان موجود است که در آتش همانند هر هیمه ای گُر، می گیرد. (ذکریاء بین محمد بن محمود القزوینی – آثار البلاد و اخبار العباد- ترجمه عبدالرحمن بشر فکندی «هزار»- موسسه علمی اندیشه جوان- سال 1366 چاپ اول- صفحه 59)
    توسعه راه ها از قدیم الایام برای تجارت و تکامل آنها در طول دوره های مختلف تا به امروز حکایت از رونق و فعالیت تجارت شهر درمنطقه خود می کند. «چنانکه در زمان حکومت ارسلان شاه» قوافل روم و خراسان و عراق ممر خویش به هندوستان و زنگبار و چین و دریا، بار سواحل کرمان افکندند و... (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- سلجوقیان و غز در کرمان- ص 34 به نقل از وادی هفتواد.)
    در این زمان راه تجارتی بزرگ جنوب، از طریق هرمز به سمت شمال (کرمان) می آمد و آن گاه به یزد و اصفهان می پیوست در نتیجه شهر کرمان آباد و مرکز تجار و بازرگانان بود. (منبع پیشین ص 77)
    در دوره صفویه که دوره شکوفایی اقتصاد کرمان است؛ تجارت و بازرگانی و در نتیجه آن درآمد عمومی مردم به حدی بالا رفته بود که مجموعه و بازار گنجعلی خان در شهر کرمان گواه آن است.
    کرمان در عصر افشاریه یکی از مراکز تجاری عمده بود که همچون اصفهان، مشهد، رشت، تبریز کالاها در آن متمرکز و به وسیله بازرگانان مختلف خریداری و به خارج فرستاده می شد. کمپانی هند شرقی انگلیس که در این ایام مصدر داد و ستدهای بسیاری با تمام ایران بوده است و در مناطق مهم جمعیتی و تجاری ایران آن روز چون اصفهان، کرمان، مشهد و غیره شعباتی دایر کرده بود، به انجام کارهای بازاریابی و فروش امتعه می پرداختند. (رضاف شعبانی- تاریخ اجتماعی ایران در عصر افشاریه- جلد اول چاپ خوشه چاپ دوم 1365- ص 420-407)
    در سال 1963 میلادی عامل شرکت هند شرقی انگلیس موظف گردید؛ هرچه بیشتر و کرک کرمان را خریداری کرده و قسمتی از آن را از طریق تهاتر انجام دهد و در قرن هیجدهم- نیز ابریشم و کرک کرمان که مورد تقاضای کلاه دوزان و پاره ای از صنایع انگلیس بود؛ به طور کلی و عمده به انگلستان صادر می شد. (فرهاد نعمانی- تکامل فئودالیسم در ایران جلد اول- شرکت سهامی- انتشارات خوارزمی اسفندماه 1358- ص 364)
    علیرغم اینکه اکبر امپراطور هند (1605-1556 م) با استخدام کارگران و صنعتگران با تجربه باعث شد؛ در هند انواع مختلف قالی عالی و خوش بافت بافته شود. با این همه بازرگانان هند باز هم از جوشقان در کرمان قالی وارد می کردند. در زمان حکومت فرمانفرما (1312هـ) به بعد قالی کرمان ترقی کلی کرد که اغلب کارخانه قالی بافی باز کردند. (شیخ یحیی احمدی- فرماندهان کرمان- ص 158) مهمترین مراکز صدور قالی در قرن 19 در ایران، (به خارج کشور) تبریز، شیراز و کرمان (از راه خیلج فارس) و مشهد بود. (لرد، کرزن- ص 525 به نقل چارلزعیسوی- تاریخ اقتصادی ایران ص 496)             
      یک شرکت قالی‌بافی آلمانی که در سال 1912 تأسیس یافت شعبه‌های در برخی شهرهای ایران مثل کرمان داشت که قالی را به اروپا و آمریکا صادر می‌کرد.(چارلز عیسوی- تاریخ اقتصادی ایران- ص 560)
    بنا بر گزارشی که در تاریخ 27 ژوییه 1761 میلادی آمده است (همان ماخذ، ص 115)، در برخی از شهرها فقط راهداری وجود داشت و در برخی از دیگر شهرها حقوق گمرکی اما در اصفهان، کرمان و تدریس هم راهداری و هم حقوق گمرکی وجود داشت.
    وجود حقوق گمرکی در شهر کرمان نشانگر روابط فراملی بازرگانی کرمان با کشورهای خارجی بود و بنابر اطلاعات به‌دست‌آمده؛ در شهر کرمان 250 نفر تاجر و 17 مغازه فروش اجناس خارجی در همین ایام وجود داشت. (ک.ای.ایوت- «یاداشت درباره تجارت کالاهای تولیدی و تولیدات شهر و سرزمین های مختلف ایران» در سال 50-1849 به نقل از تاریخ اقتصادی ایران ص 413) و بی‌جهت نبود که در قرن نوزدهم میلادی صرافی در کرمان رواج داشت و افرادی همچون ارباب جمشید که از صرافان زردشتی بود؛ شُعبی در شیراز و کرمان راه انداخت و نمایندگی به بغداد، بمبیی، کلکته در پاریس فرستاد. (همان ماخذ، ص 68) این امر نشانگر روابط تجاری خارجی کرمان در این زمان به روز نفوذ بازار و تولیدات شهر و ناحیه آن بود.
    تجارت خارجی پشم و ابریشم کرمان که شال‌های یزد از آن ساخته می‌شد؛ دارای چنان اهمیتی بود که تحریم صادرات در سال 1855 میلادی موجب ضرر تجار هندی را در کرمان و یزد فراهم آورد. براساس یک گزارش، شال‌های کرمان بسیار عالی بوده و مقدار زیادی از آن به استانبول و اسکندریه صادر می‌شد. (چارلز عیسوی- تاریخ اقتصادی ایران- ص 416-415)
    کارکرد تولیدی در پیشه وری:
    با توجه به بنیان اقتصادی کرمان از کارکردهای مهم بازار کرمان تولید فراورده‌های دستی و صنعتی بود که در فضای مختص به خود تولید می‌گردید. از قدیمی‌ترین اسنادی که اطلاعاتی در مورد تولیدات بازار کرمان در اختیار ما قرار می‌دهد؛ وقف‌نامه گنج علی‌خان است که صنایع بازار کرمان در 400 سال پیش در بازار گنج علی خان را معرفی می‌کند این صنایع عبارتند از:
    - تیرگر (تولید کننده باروت و اسلحه)
    - نایگر (سازنده کول برای قنات از گل)
    - کفاش (تولید کننده کفش)
    - فخار (کوره پز و نایگر)
    - زرگر (طلاساز)
    - پالاندوز
    - صفار (مسگر)
    - میخچه گر
    - کوزه گر
    - صباغ (رنگرز)
    - کاشی پز
    - صحاف
    - قالی باف
    - چارق دوز
    - شیشه گر
    - نخود پز
    - صابونی (صابون پز)
    طبق گفته شاردن، سیاح فرانسوی که در قرن هفدهم در ایران مسافرت کرد؛ بهترین ظروف سفالی در شیراز و مشهد و یزد و کرمان ساخته می‌شد. (س.م.دیماند- راهنمای صنایع اسلامی ترجمه عبدالله فریار- انتشارات علمی و فرهنگی – 1365- ص 199)
    در پرتوی تلاش‌های امیر کبیر به توسعه و رونق صنایع ملی ایران، شال های کرمانی را به مرغوبی در ممتازی شال‌های کشمیری بافته‌اند. (فریدون، آدمیت- امیرکبیر و ایران- تهران- 1334- ص 222)
    کرمان از برجسته‌ترین مراکز صنعتی کشور در قرن نوزدهم است. ماهوت کرمان دارای چنان منزلتی بود که طبقات بالای ایران ترجیح می‌دادند؛ جامه‌های شال های پارچه‌هایی کرمان باشد. یاکوب پولاک در گزارش خود که به سال 1850 میلادی تهیه شده است؛ پس از ذکر محسنات و امتیازات پتوی ضخیم و بادوام کرمان و اینکه خودش به مدت 18 سال در تمام سفرهایش از یک پتوی کرمانی استفاده کرده است؛ پیشنهاد می‌کند بهتر سیاحی در ایران یک پتو همراه داشته باشد! چرا که وزن آن سبک و حجم آن کم و بسیار قابل استفاده است. (چارلز، عیسوی- تاریخ اقتصادی ایران- ص 417)
    گزارشی در تاریخ 1874 میلادی توسط کنسول انگلیس در تبریز اشاره می‌کند که قالی کرمان به خاطر زیبایی و دوامش معروف است و در شهر کرمان 1000 کارگاه قالی‌بافی وجود دارد. (ماخذ پیشین- ص 468) در حالی که براساس گزارش پل انگلیش در سال 1920 تعداد کارگاه‌های قالی‌بافی به 500 دستگاه تقلیل یافت (پل وارد انگلیش- شهر و روستا در ایران- ص 29)
    گزارش ک.ای.ابوت در سال 1850 از صنعت کرمان حاکی از وسعت و اهمیت صنایع تولیدی در شهر کرمان است. کرمان دارای 25000 نفر جمعیت، 250نفر تاجر، 17 مغازه فروش اجناس خارجی، ورود کالاهای تولیدی انگلیس به ارزش تقریبی 98000 لیره، به غیر از حدود 325 کارگاه که متعلق به 9 روستای اطراف آن است بود. (ک.ای.ابوت: «یادداشت درباره تجارت کالاهای تولیدی و تولیدات شهر و سرزمین های مختلف ایران» در سال 50- 1894- به نقل از چارلز عیسوی- تاریخ اقتصادی ایران ص 413)
    برخی از صنایع دستی و تولیدی کرمان تا اوایل سلطنت سلسله پهلوی در بازار کرمان رواج داشتند که امروز اثری از آنها در بازار نمی یابیم. این صنایع بنا به آمار سال 1307 عبارتند از: (محمود، همت کرمانی- تاریخ کرمان- ص 456-454)
    - صباغ                    به تعداد 25 مغازه
    - چلنگر یا سفیدگر    به تعداد 26 مغازه
    - نمدمال                به تعداد 10 مغازه
    - برک باف             به تعداد 27 مغازه
    - سراج                 به تعداد 17 مغازه
    - جوراب باف         به تعداد 7 مغازه
    - ملکی دوز           به تعداد 37 مغازه
    - کلاه مال             به تعداد 35 مغازه
    - کلاه دوز            به تعداد 8 مغازه
    - علاقه بند         به تعداد 25 مغازه
    -آهنگر              به تعداد 30 مغازه
    - مسگر             به تعداد 75 مغازه
    - جام ساز          به تعداد 7 مغازه
    کارکرد حکومتی و اداری بازار
    مقر حکومت (میدان ارگ) همچنان که در قبل ذکر شد؛ در شهرهای تاریخی ایران در جوار بازار واقع و با آن پیوندی  ارگانیک داشته است.
    بازار مهم‌ترین پایگاه حکومتی پس از ارگ، در دوره‌های مختلف به شمار می‌رفت. توجه به بانیان و سازندگان مجموعه‌هایی که در داخل بازارهای ایران و  به ‌ویژه کرمان که عمدتاً حکام عصر بوده اند؛ مثل مجموعه گنجعلی خان، مجموعه ابراهیم خان، مجموعه وکیل، مجموعه مظفری و غیره همه دلالت بر اهمیت سیاسی و حکومتی بازار می نماید. چه این مجموعه ها سبب می گردید که حکومت های باثبات و قدرتمند، قدرت و سازندگی خود را به رخ کشند و از طرفی این مجموعه ها بهترین و مناسب ترین پشتوانه اقتدار حکومت و پشتوانه – اجتماعی- اقتصادی – آن بودند.
    گذشته از این بسیاری از حکام خود تاجر مسلک بوده و سرمایه زیادی از این راه به همه زده بودند؛ چنان که بهجت الملک حاکم کرمان از (1314 هـ ق) به بعد علاوه بر حکمرانی، تجارت هم می نمود و عمده تجارتشان خرید قالی بود. از این جهت در خوبی قالی اهتمام می شد. (شیخ یحیی احمدی کرمانی- فرماندهان کرمان ص 158)
    مامورین عالی رتبه دولتی حتی دست به احتکار و سودجویی می زدند تا حالا هیچ یک از حکام کرمان مثل بهجه الملک به چنین ثروت عظیمی دست نیافته است... وی تمام تولیدات محلی را- گندم، جو، نخود، عدس، پنبه، پشم و ... در انبارها احتکار می کرد و در فصل زمستان سه برابر قیمت آنها را می فروخت. (محمود همت- تاریخ کرمان- ص 158)
    ضراب خانه که در گذشته مسکوکات دولتی را در آن ضرب و سکه می زدند؛ در وسط بازار مسگری (ضلع شمالی میدان گنجعلیخان) قرار داشت که ضمن توجه بودن موقعیت آن (در بازار مسگری و رابطه اش با این صنعت) کارکرد حکومتی و اداری بازار را نیز نشان می دهد. گذشته از موارد فوق زندگی و سکونت اشراف و افراد قدرتمند سیاسی- اقتصادی در مرکز شهر و جوار بازار ارگ باعث رونق و اهمیت بیشتر بازار از نظر حکومتی می گردید.
    کارکرد اجتماعی- سیاسی
    بر اساس منابع تاریخی پس از اینکه شاه عباس در سال (998 هـ/ 159م) به شیراز لشکر کشید و ذوالقدر حاکم آنجا را دستگیر و به قتل رساند و اعضاء بدنش را با ریسمان در بازار آویخت. (نصرالله فلسفی- زندگانی شاه عباس اول- ج1.ص 130) مشابه این حوادث و سیاست ها به موارد متعددی در بازار کرمان برمی خوریم که برخی از آنها اشاره می شود. در زمان حاکمیت شاهزاده فیروز میرزا (دوره قاجاریه) به واسطه کمیابی غله دکان های نانوایی نامنظم و بسیار بد و با ناراحتی به مردم نان می دادند؛ پس از شکایت مردم به حاکم شهر و گرانی نان فیروز میرزا، جهت برقرار جهت نظم و عدالت به چهارسوق آمد و پس از استیضاح نانوایی چهار سوق دستور فلک زدن او را می دهد و ....
    در زمانی دیگر حکومت، به مهدی خان بیگلربیگی دستور رسیدگی به شکایت مردم در باب گرانی کمبود نان را می دهد و وقتی وی وظیفه اش را به درستی انجام نمی دهد؛ در وسط چهار سوق توسط مردم از اسب به زیر کشیده و از پای در می آید. (محمود، همت کرمانی- تاریخ کرمان – ص 163-162)
    بد نیست بدانیم شروع حوادث و بلواهایی که در سال 1323 در زمان فرمانفرمایی ظفرالسطنه در کرمان رخ  داد و پس از درگیری‌ها و آشوب زیاد، سرانجام منجر به تبعید آیت‌الله حاج میرزا محمد رضا به مشهد گردید که باعث خشم علمای تهران (از جمله مجدالاسلام کرمانی و ناظم الاسلام کرمانی) و درخواست عزل عین الدوله و صدور فرمان مشروطیت گردید؛ ابتدا ناشی از استمداد یکی از بازاریان کرمان از آیت‌الله حاج میرزا محمد رضا بود که حوادث بعدی و درگیری‌ها، پیش آمد. (تاریخ بیداری ایرانیان صفحه 237 به نقل از فرماندهان کرمان)
    در حوادث مشروطه پس از رسیدن خبر توپ بستن مجلس، ناظم التجار کرمانی با مساعدت و دادن مخارج و حقوق کلیه کارگران قالی‌بافی بدبختی اصناف دیگر آن‌ها را در تعطیل کردن کارگاه‌ها و بازار کمک نمود؛ بر مردم با شعار دادن بر علیه استبداد به طرف تلگراف‌خانه رفته متحصن شدند و ناظم التجار شام و ناهار، افراد را می‌داد و به فقرا که عقاید داشتند؛ علاوه‌بر آن برای هر روز دو قِران می‌پرداخت.
    مردم پس از چند اجتماع در تلگراف‌خانه چون از طرف دولت مایوس شدند؛ از آنجا خارج شده به طرف ارگ دولتی به راه افتادند و در میدان ارگ سربازان مانع ورود مردم به ارگ شدند. با توجه به ازدحام مردم و احساس خطر حکومت برای متفرق ساختن و سرکوب کردن مردم به سربازها دستور شلیک داده شد که در این میان چهار نفر از بازاریان شهید و در حدود 20 نفر مجروح شدند این چهار نفر عبارتند از:
    - احمد فرزند قنبر علی آبادی شغل دواتگر
    - نصرالله فرزند غلامحسین کرمانی شغل کفاش
    - محمد حسن فرزند مشهدی باقر شغل آهنگر
    - علی جان فرزند حاج اسماعیل شغل ملاک
    اجساد این چهار شهید مشروطه را روبروی مقبره مرحوم حاج سید جواد امام جمعه دفن و آن محل را میدان شهدای مشروطه نام گذاردند. این اشعار بر سنگ قبر آن‌ها کنده شده است.
    انـجـمن اینـجـاسـت اهــل وطـن             انـدر اینـجـا کــرد بایــد انـجمن
    ایـن سـفـر را گـشـت بایـد مستعد             فرقه مشـروطه خـواه و مســتـبـد
    ای خوش آن کس را که از فرزانگی             بــر کـمـر زد دامـن مــردانـگـی
    از جـفـای مسـتـبـدین کشـته شـد             در ره مـلـت به خـون آغشته شـد
    این قضـا از چـرخ آمـد بـر زمیـن              کی بسال غین و کاف و ها و شین
    (محمود، همت کرمانی- تاریخ کرمان- ص 402)
    در واقعه ای دیگر فرخ خان، برادرزاده آقاخان از متولیان حکومتی در دوره قاجار که برای بازگرفتن و رسیدگی به املاک خود به کرمان آمده بود؛ بر اثر تحریکاتی در وسط بازار کشته شد. سایکس در گزارشات خود (در ایام جنگ جهانی اول) شرح می دهد که سردار نصرت حاکم کرمان وعده ای از نجبای کرمانی برای برقراری امنیت و رفع آشوب از شهر چگونه به استقبال وی آمده و او را از وسط بازار عبور داده اند. (شیخ یحیی احمدی- فرماندهان کرمان ص 206-201)
    کارکرد فرهنگی
    هم‌جواری مسجد جامع با بازار و وجود مساجد، حسینیه‌ها، تکیه ها، مدرسه‌های علمیه و اماکن مقدسه مثل قدمگاه و مزار شیخ نورالدین خوارزمی، شیخ عارف زمان شاه شجاع و مزار بابا نقیب که در وقف‌نامه گنجعلیخان از آن‌ها نام برده شده و برگزاری آیین عزاداری امام حسین (ع) و وجود موقوفات و موارد مصرف آن در بازار نشانگر کارکرد فرهنگی بازار در گذشته بوده است.
    در گذشته هر جریان فرهنگی همیشه در بازار خود را نشان می‌داد. زیرا بازار عمومی‌ترین مکان شهر بود و هر گروه مذهبی- نژادی مقر خود را در بازار داشت. ثانیاً پشتوانه فعالیت‌های فرهنگی، فعالیت‌های اقتصادی بود که این دو در احداث مجموعه‌های بازار خودشان نشان می‌دهد. در مجموع این هم فضاهای مربوط به کارکرد فرهنگی را مشاهده می‌کنیم مثل: مدرسه و مسجد و و هم بازار و قیصریه را می‌بینیم که کارکرد اقتصادی دارند. از جمله می‌توان به مجموعه ابراهیم‌خان اشاره نمود که در اشاعه آیین شیخی مؤثر بوده و در طول زمان طرف‌داران خود از نظر فرهنگی و اقتصادی و سیاسی تجهیز نمود.
    محیط علمی و اجتماعی کرمان در نیمه دوم قرن سیزدهم از محیط‌های کم نظیری است که شاید هر که در تاریخ کرمان نمونه نداشته است. با توجه به شدت عمل آقامحمدخان قاجار در کرمان و نارضایتی مردم به شهر و احتمال جدایی کرمان و بلوچستان از ایران، فتحعلی شاه قاجار یکی از بستگان نزدیک خود یعنی ابراهیم‌خان ظهیرالدوله را به حکومت کرمان گماشت و او که از  1218 تا 1240 (1803-1824 م) حکومت کرمان را داشت؛ در ترمیم خرابی‌ها و دل جویی مردم کشور به آبادی  قنوات پرداخت و … علاوه بر آن مجامع علمی و ادبی در شهر فراهم آورد و چون از فقها و دانشمندان کرمان کسی نمانده بود؛ در حمله آقامحمدخان شهید شده بودند؛ ناچار روحانیونی از عربستان و خراسان و فارس دعوت کرد که به کرمان آمدند که از آن جمله نعمت‌الله بحرینی و شیخ عبدالحسین احسائی و آخوند ملا علی اعمی را می‌توان نام برد و امور شرعیه را روبه‌راه کرد. پس از او نیز مرحوم آقا سید جواد امام‌جمعه به همراه شجاع السلطنه به کرمان آمد و در همین شهر مقیم شد. مدارس کرمان رونق گرفت. کریمخان فرزند ابراهیم خان را به مقام رهبری فرقه ای رساند و در عالم اسلامی مکتب خاص شیخیه را تکمیل می‌کرد. و در برابر همین مکتب بود که علمایی مثل آخوند ملا ابوجعفر و پسرش آخوند ملا محمد رضا به وجود آمدند که غوغای شیخی و بالاسری را به حد کمال رسانده و چنان شد که در سال 1323 قمری (1905 م) اینکه اختلاف جنگی شدید بود؛ در پرده چوپ خوردن حاجی میرزا محمد رضا منجر شد که در زیر خاک را یکی از عوامل پیدایش مشروطیت ایران دانسته‌اند.
    این محیط فرهنگی، آزادی خواهان و روشن‌فکران و ادبایی پروراند که هر کدام در نوع خود کم‌نظیر است بعد از آن جمله اینکه عده را می‌توان شمرد: میرزا آقاخان بردسیری، شیخ احمد روحی، مرحوم افضل الملک، مرحوم میرزا احمد اشرف وناظم الاسلام. آوازه علمی آنجا بدان حد رسید که حاج ملا هادی سبزواری مدتی به طور ناشناس به کرمان آمد و به عنوان سرایدار و جاروکش مدرسه در کرمان ماندگار شد. (شیخ یحیی احمدی- فرماندهان کرمان- با تصحیح باستانی پاریزی- ص 20-10)
    همان‌طور که قبلاً ذکر شد از جمله پشتوانه اقتصادی شیخیه، مجموعه و بازار ابراهیم‌خان بود که به مدت بیش از یک قرن توانست آن را حمایت نماید.
    مدرسه گنجعلیخان که در حال حاضر بنام کاروانسرای گنجعلیخان مشهور و عده ای در آن به کسب و تجارت مشغول می‌باشند در سابق حوزه علمیه بوده و در حجره‌های آن در طلاب مسکن داشتند و در فراگرفتن دروس فقهی در سایر علوم مشغول بودند. این مدرسه در فتنه آغامحمدخان قاجار مورد هجوم او قرار گرفته عده ای را کشته و بعضی را هم کور نموده و تمام اثاثیه و کتاب‌های آن را غارت نموده و مدرسه را ویران نموده و از مدرسان آن به نام سید عبدالله علوی که پیرمردی روحانی و سادات بود کشته می‌شود. (محمود، همت کرمانی-تاریخ کرمان-165-164)  
    از آن زمان به بعد تدریس در این مدرسه متروک و به سبب این‌که بعدها در دو طرف این مدرسه 2 مدرسه دیگر یک مدرسه ابراهیم‌خان و دیگر مدرسه محمودی احداث می‌شود. مدرسه گنجعلیخان را به صورت کاروانسرا در آمد و از درآمد آن بهره‌برداری کردند.
    امامت مسجد کوچک گنجعلیخان نیز سال ها در امور روحانی شهر تاثیر عمیق داشته. چنان که فی المثل آقا محمد کاظم مجتهد آتشی که در سال 1830م، از شیراز به جانب کرمان رفته در شهر کرمان رحل اقامت افکنده؛ سال ها به نشر علوم و امامت مسجد گنجعلیخان، اقدام نمود و در سال 1289هـ / 1872م، آقا مهدی در شهر کرمان به جای والد خود نشسته و به نشر مسائل شرعیه مشغول شد. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- گنجعلیخان- ص 357) همچنین در بازار مسگری (گنجعلیخان) چهار سوق کوچکی است که به چهارسوق مسگری مشهور و همه ساله در وقت معینی در آن عزای حضرت سیدالشداء و روضه خوانی مفصلی وسیله صنف مسگرها برپا می شود.
    کارکرد تفریحی و فراغتی بازار
    با توجه به تجمع گروه های مختلف در بازار کرمان، از گذشته این محل یکی از مهمترین مناطق گذران اوقات فراغت و کسب اخبار و ملاقات همشهریان بوده است؛ به ویژه در میادین 20 داخل بازار و کاروان‌سراها و قهوه خانه‌های آن جا می‌شد.
    از مهم‌ترین فضاهای مربوط به تفریح و گذران اوقات فراغت در بازار کرمان میدان گنجعلیخان بود که محل اصلی و هر روزه، معرکه‌گیری و تعزیه خوانی و اجرای نمایش بوده است.
    حکایت عجیبی از معرکه ی درویش ها در میدان گنجعلیخان تعریف می‌کنند. از جمله معرکه‌گیری و نمایشات مرتاضی از هندوستان در زمان سلطنت کریم خان زند نقل شده است که آخرالامر به هنگام نمایش باعث سر بریدن و مقتول گردیدن دو نفر در این میدان و ناپدید شدن خود از دست مأموران گردید در برخی معتقدند که پس از خاک سپاری آن دو تن حکومت وقت معرکه‌گیری دراویش و مرتاضین را در میدان ممنوع کرد. (محمود، همت کرمانی- تاریخ کرمان-ص 161-158)
    همچنین در ضلع جنوبی میدان ارگ زورخانه ای وجود داشت به نام «زورخانه محمد نقاش» که جوانان را به خود جلب می‌کرد این زور خانه تخریب شده است.
    نظر استاد باستانی پاریزی درباره نقش فراغتی بازار  از گذشته تا کنون عینا نقل می‌گردد:
    « 400 سال، کل مردم کرمان و بسا ولایات - در زمستان‌های سرد و عبور گرم آنها از این بازار (گنجعلیخان) انجام کلیه امور، ره گشای حوائج آن‌ها بوده است … در واقع شکارگاه چشم چشم چرا نان به نظر بازان و رندان، و برآورنده حوائج عاطفی و روحی اهل نظر، مهبط سلام و علیک ها و آشتی پس از قهرها یعنی در حکم کوچه آشتی کنان، منتی پرپهنا، و بالاخره فراهم کننده زمینه ازدواج ها و تشکیل خانواده های بعدی و مرکز تجمعات و نظریات مذهبی و سیاسی و مسلکی، همین بازار بوده و هیچکس تاکنون به اهمیت آن اشاره نکرده، زیرا همه کس بازار را فقط از دید اقتصاد و ثروت و معامله بررسی می کرده است.» (باستانی پاریزی- گنجعلیخان- ص 358-357)
    کارکرد ارتباطی و خدماتی
    بازار کرمان که قبلاً مسیر تجاری و عبور کاروان‌های تجاری شرق به غرب و شمال به جنوب بوده است. به ‌صورت خط مستقیمی بین دروازه‌های ورودی و خروجی شهر قرار گرفته است؛ در چهار جهت به راه‌های عمده تجاری شهر و منطقه ختم می‌شده‌اند. محل تلاقی این دو راسته چهارسوق است که تقریباً همیشه شلوغ و پر ازدحام است.
    بازار کرمان به عنوان محور اصلی شهر همچون تنة درختی به سایر شبکه‌های درجه دو و فرعی و شاخه ها و برگ های شهر سرویش داده؛ با آنها در ارتباطی دائمی و غیر قابل انفکاک است. بازار شهر به عنوان شاه‌راهی عام، محوری است که تمام مردم در آن حرکت کرده، خرید و فروش می‌کنند و نیازهای خود را برطرف ساخته و از طریق طی مسیر آن به سایر مراکز اجتماعی و اقتصادی راه می‌یابند.
    وجود حمام‌های متعدد مردانه و زنانه در بازار از جمله حمام گنجعلیخان و حمام وکیل در بازار و همچنین آب‌انبار و سقا خانه‌های متعدد در بازار که برای اب خوردن عابرین نذر و نیاز کردن آنان بوده است و به هم چنین فضاهایی مثل زور خانه‌ها در بازار و نقارخانه و «دارالشفاء» که در وقف نامه گنیجعلیخان نام برده شده است و نیز امکانات استراحت در کاروان سراها همگی از جمله کارکردهای خدماتی بازار کرمان بودند که در خدمت عابرین و مراجعه کنندگان به بازار و کسبه قرار داشت، و اگر چنان چه در محله خود نیازی پیدا می نمود که مرتفع نمی شد به بازار می آمد و دست خالی باز نمی گشت.
    حوزه نفوذ سنتی بازار کرمان
    همچنان که در قبل اشاره شد با توجه به فعالیت‌های فراوان و در حد اقتصادی تولیدی در شهر و بازار کرمان و به ویژه کاروان‌سراها، شهر کرمان تبدیل به یک شهر گمرکی شده در آن راهداری و هم حقوق گمرکی وجود داشت. (چارلز عیسوی- تاریخ اقتصادی ایران-  ص 115)
    وجود روابط تجاری شهر و بازار کرمان با مناطق دوردست و کشورهای خارجی برای صدور فراورده‌های همچون قالی، شال، پسته، عبا، حنا، خشخاش کرمان را یک بازار گسترده ساخته بود؛ به حوزة نفوذ آن را در سطح فراملی در برمی‌گرفت.
    در دوران قاجاریه با توجه به برخوردهایی که از همان ابتدا حکومت قاجار یعنی فتنه آغامحمدخان در محاصره مردم کرمان به منظور ثبت خوبی لطفعلی خان زند در این سرزمین پیش آمد؛ باعث عقب‌ماندگی و رکود و ایجاد موانعی در راه توسعه این شهر گردید و در نتیجه سبب اُفت فعالیت‌ها و روابط تجاری بازار و در نتیجه محدود شدن حوزه نفوذ آن لحظه به لحظه است؛ فراملی به ملی و بعدا در سطح منطقه ای گردید.   
    اگرچه حوزه نفوذ بازار کرمان و عملکرد آن در دوره‌های مختلف بسته به شرایط اقتصادی و سیاسی هر زمان دچار تحول و تغییر شده است؛ اما در طول دوران تاریخی خود هیچ از حد منطقه کمتر نگردیده بود. بنا به نظر محقق برجسته احمد اشرف در ارتباط با رابطه شهر و روستا در دوره اسلامی در خاورمیانه به جای تصور شهر و ده به عنوان نظام‌های اجتماعی بسته و کاملاً متمایز از یکدیگر بهتر است؛ «منطقه شهری» را به کار ببریم. (احمد اشرف- ویژگی‌های تاریخی شهرنشینی در ایران دوره اسلامی- نامة علوم اجتماعی شماره 1353-صفحه 48) درواقع رونق بازار کرمان، نتیجه فعالیت‌های اقتصادی و تولیداتی بود که در دورترین مناطق جهان حمل می شد.
    برخلاف مطالعات برخی صاحب‌نظران در غرب که شهر و روستا را مستقل و جدای از هم وحتی متضاد می بینند؛ همان‌طور که در کتاب «ایدئولوژی آلمانی» اثر مارکس و انگلس می‌بینیم «تقسیم کار در داخل یک ملت، در ابتدا از یک سو باعث جدایی کار صنعتی و تجاری و سوی دیگر باعث جدایی این دو از کار کشاورزی می‌گردد و به همین نحو جدایی شهر و روستا و تضاد منافع آن‌ها پیش می‌آید. (گروه تحقیق و مطالعات شهری و منطقه‌ای- مفهوم شهر- نشر ایران- صفحه 80)
    در دوره اسلامی پیوند و انسجام بین شهر و روستا را شاهدیم و رابطه بین شهر و روستا را شاهدیم. در رابطه شهر و روستا در دوره مذکور نشان می‌دهد که:
    - رابطه شهر و روستا چندجانبه بوده و کنش‌های متعدد و دو سویه ای میان آن‌ها وجود داشته است.
    - از نظر فرهنگی هر دو دارای فرهنگ مشترک اسلامی بودند.
    -از نظر اقتصادی جدایی میان کار و داد و ستدی کشاورزی از یک سو  و کار و داد و ستد صنعتی در سوی دیگر، در اجتماعات شهری و روستایی به طور کامل پدید نیامده و شواهد نشان می‌دهد که شهرها کارکرد روستایی و برخی روستاها کارکرد شهری داشته‌اند. (احمد، اشرف-ویژگی‌های تاریخی شهرنشینی در ایران دوره اسلامی -نامة علوم اجتماعی- شماره 1353 - صفحه 43 )
    4- در شهرهایی مثل کرمان سکونت و زندگی اکثریت مالکین روستا در شهر و ارتباط و رفت و آمد دائمی مالکین به روستا و آمدن روستاییان به شهر برای رفع نیازهای فرهنگی، اقتصادی باعث پیوند نزدیک‌تر این دو به هم شده است. (از مجموعه سخنرانی‌های اکارت اهلرز- دانشگاه شهید بهشتی-سال 1369-گروه اجتماعی)
    5- از نظر شرایط جغرافیایی ناحیه کرمان همان‌طور که قبلاً اشاره شد؛ دشت (شهر کرمان) با روستاهای اطراف و مراتع کوهستانی پیرامون خود مکمل یکدیگر بوده‌ و به طور ذاتی جهت رفع نیازهای اقتصادی و معیشتی هر دو جامعه عشایری و روستایی و شهری روابط فی‌مابین همواره برقرار بوده است.
    از طرفی با فقر منابع آبی دشت و تأمین آب شهر و بازار را از روستاهای اطراف (محمد منظور فلامکی- سیری در تجارت حرمت شهری- صفحه 88) چنان که مثل «آب قنات» شهر آباد که مظهر آن در میدان گنج علی‌خان در بازار کرمان بود و آب مورد نیاز آب‌انبار و حمام گنج علی خان را تأمین می‌کرد؛ از روستاهای حاشیه و پیرامون شهر تأمین می‌شد که این خود سبب روابط بسیار نزدیک بازار و روستاهای ذی‌ربط، جهت عمران و حفظ قنات می‌گردید.
    «پل وارد انگلیش» در کتاب خود درباره سکونت و اقتصاد در حوزه کرمان، قبل از اصلاحات ارضی، شهرها و روستاهای این ناحیه را اجزای نظام منطقه‌ای به هم پیوسته دانسته است. شهر کرمان در یک نظام منطقه‌ای برآیند فعالیت‌های تمامی سکونت گاه های دشت و کوهپایه است که پس از عبور دشت از بین کوه‌ها در چهارراهی که سیر طبیعت در دشت کرمان ایجاد کرده است؛  تلاقی می‌کنند.
    وی درباره رابطه شهر و روستا در منطقه کرمان معتقد است که: «سکونت گاه‌های روستایی خاورمیانه و به ویژه کرمان، ظاهری گمراه‌کننده دارند! چه از دور دست، مجزا، دورافتاده و منفرد به نظر می‌آیند. زیرا اراضی خشک، آن‌ها را فرسنگ‌ها از نقاط مسکونی همسایه جدا می‌کند و خط میان کویر و اراضی مزروعی بسیار روشن است. اما در کرمان سکونت گاه‌های متکی به خود وجود ندارد و اگر تاریخ گذشته منطقه به درستی تفسیر شود؛ معلوم می‌گردد که هرگز چنین محل‌هایی وجود نداشته است؛ بلکه تمام این محل‌های مسکونی ارتباط خود را با شهر کرمان به نسبت‌های مختلف حفظ کرده‌اند.
    بیشتر اهالی شهر کرمان، سرگرم جمع آوری و به جریان انداختن مواد خاصی هستند که از منطقه کرمان به دست می‌آید و کالا، مواد و خدمات را در این منطقه وسیع توزیع می‌کنند. شهر کرمان به هیچ وجه یک شهر مجزا و منزوی نیست. بلکه مراکز اصلی آن الگوی سکونتی است که در یک منطقه سازمان یافته است. این نوع الگوی خاص کمتر از الگوهای موجود در مناطق مرطوب آشکار است  و این امر به سبب فراهم کردن منبع حیاتی آب و تأثیر مستقیم قنات در انتخاب محل سکونت است.
    جدایی نقاط مسکونی، نتیجه پراکندگی منابع آبی است. نحوه در دسترس بودن مناطق مسطح برای کشت و زرع، تعداد زیادی از عوامل دیگر نیز در انتخاب محل مؤثر بوده‌اند. به علاوه سکونت گاه‌های روستایی در منطقه کرمان از نظر معیشت و ساخت اجتماعی همگون نیستند؛ یعنی یا آن‌هایی که مشکل آب ندارند؛ زراعی هستند وآن هایی که مراتع وسیع دارند؛ دام‌پروری اند و برخی دیگر با توجه به شرایط طبیعی و محیطی برای بهره‌برداری سوختی و یا صیفی کاری مورد استفاده قرار می‌گیرند.
    این تنوع اقتصادی و شغلی سبب مبادلات مکمل در ارتباط بین مراکز با هم می‌گردد که به نحوی نیازهای خود را مرتفع می‌سازد.
    وجود روستاهای فراوان در ناحیه شهری کرمان و روابط همه‌جانبه آن‌ها با هم در نزدیکی شهر و روستاهای کرمان مؤثر بوده است که می‌توان آن‌ها را با سکونت گاه های روستایی امروز و یا حومه‌های اقماری شهرها دارای مشابهت‌های فراوانی دانست. روستاهایی همچون زریسف، شاهزاده محمد، چوپان محله، سرآسیاب فرسنگی، باقرآباد، حسین آباد و روستاهای دیگر رابطه اجتماعی اقتصادی دائمی با شهر داشتند و همچون کمربندی سبز، به دور شهر کرمان با داشتن باغات وسیع و سرسبز، محل خرید و رفع کننده نیازهای مردم شهر بودند.
    در واقع حیات اقتصادی و رونق و اعتبار و حوزه نفوذ گسترده بازار کرمان ناشی از فعالیت های تولیدی روستاها و آبادی های سراسر این ناحیه گسترده بود که در رابطه با شهر به مکان بازار سرازیر و در آنجا جمع می شد و از کاروانسراها که به عنوان میدان های عمده بار و کالا بودند؛ بارگیری شد و به نقاط دور و نزدیک صادر می گردید.
    در اطراف بازار در پشت مغازه ها، کاروانسراهای زیادی قرار داشت که کاروانیان با بارهای شتر به کاروانسراها آمده و بارها را تخلیه می نمودند و پس از آن، کالا از کاروانسراها به تک تک مغازه ها منتقل می شد. کاروانسراها معمولا به صورت متمرکز در اطراف راه های اصلی شهری که به دروازه های شهر منتهی می گردند؛ قرار داشتند. این کاروانسراها همگی خصوصیات کامل یک کاروانسرای شهری را در خود جمع داشتند و علت تعدد آنها به خاطر اهمیت تجاری شهر کرمان بوده است.
    وجود ده ها کاروانسرا در بازار کرمان که محل عمده فروشی کالا و صادرات و واردات کالا و رابط بین بازار و سایر مراکز ملی و منطقه ای بودند؛ خود دلیل محکمی بر وسعت و بزرگی حوزه نفوذ بازار کرمان به شمار می رود.
    فصل ششم: ساخت کالبدی شهر و بازار کرمان

                              ز آثار و عمارت و عجائب       شگفتی ها است از شاهان کرمان  (حبیب یغمایی)
    شهر قدیم:
    شهرهای دوره فئودالی دارای ساخت متحدالمرکز شامل سه رکن مهم: ربض، شارستان و ارگ هستند. در سازمان شهرهای قدیمی، شارستان در داخل حصار شهر قرار گرفته است که این قسمت کهندژ و ارگ دولتی را در محاصره داشته؛ محل زندگی مردم عادی شهر نیز بود و اراضی کشاورزی در اطراف حصار آن، گسترش می یافت. رشد شهر، ابتدا از شارستان شروع و سپس با نفوذ اراضی کشاورزی آنها را به شکل و شمایل شهر می کشانده، همچنانکه در جنگ و ستیزها و خرابی ها، جریانی برعکس آن طی می گردید. یعنی در ابتدا کشاورزان مورد تعدی واقع می شدند؛ سپس اهالی شارستان و آن گاه اگر حصار و ارگ دولتی گشوده می شد؛ شهر سقوط می کرد. چنان که پس از حمله آقا محمد خان قاجار به شهر کرمان و اجبار مردم جهت سکونت در بیرون شهر، آنها به آسانی مورد هجوم و غارت قبائل بلوچ و سیستانی قرار گرفتند. (محمدابراهیم باستانی پاریزی- مقدمه سفرنامه بلوچستان (از ماهان تا چابهار)- به کوشش محمد رسول دریاگشت کرمانشاهی- 1370)
    پدیده رشد شهر بر روی اراضی کشاورزی هم اکنون در شهر کرمان نیز به چشم می خورد. به طوری که زمین های کشاورزی را در دل شهر و در داخل مناطق مسکونی به آسانی می توان دید.
    شهر قدیم به صورت تقریبا یک چهار ضلعی در حصاری بنا شده و دارای وسعتی برابر با 750*1700 متر مربع است که معادل با 5/297 هکتار (حدود 3 کیلومتر مربع می باشد) این حصار از آثار سلاطین آل سامان کرمان است که در سال 322 هجری قمری ایجاد شده و در 832 هجری قمری شاهرخ تیموری آن را تعمیر نموده است. حدفاصل حصار و بناهای شهر، خندقی به عمق 5 متر و به عرض 6 الی 8 متر قرار داشته است. آقا محمدخان قاجار که در سال 1208 برای شکست لطفعلیخان زند که به کرمان پناه آورده بود؛ مدت بیش از 4 ماه پشت دروازه های شهر ماند و حتی مجبور شد در اراضی طهماسب آباد مغرب شهر آن روز، خانه و پایگاه و خیمه بزند. (شیخ یحیی احمدی- فرماندهان کرمان- دانش تهران- 1354- ص 40-38)
    دیوار قلعه از گل رس ساخته شده و برج هایی به فاصله 400 متر از همدیگر به حصار متصل بوده اند. علاوه بر این برج ها، شهر دارای شش دروازه بوده است که هر کدام دارای اسامی متفاوتی بود. (مهندسین مشاور داض- طرح جامع وزارت مسکن و شهرسازی- 1353- ص 6) وزیری (احمد علی خان وزیری کرمانی متوفی به سال 1295 هجری قمری) درباره حصار شهر و دروازه های آن در قرن 13 هجری قمری چنین گفته است: (احمد علی خان، وزیری کرمانی- جغرافیای کرمان- ابن سینا چاپ دوم- 1353- ص 29-37)
    «دور این شهر تقریباً یک فرسخ طولش از دروازه خراسان تا دروازه ریگ آباد و عرضش از دروازه وکیل تا دروازه ارگ می باشد؛ در زمان حال این شهر مشتمل بر 6 دروازه است» (شیخ یحیی احمدی- فرماندهان کرمان- دانش- 1354 تهران- ص 107)
    بخش شارستان در داخل این حصار محفوظ بود و در اطراف بخش شرقی و غربی حصار که کوه های کرمان واقع بودند و امکان انداختن گلوله های توپ و تفنگ از طرف دشمنان وجود داشته است. فاصله ای بیش از 600 متر قرار داشت که به اراضی مزروعی و قبرستان شهر اختصاص داده شده بود و دروازه های شهر کارکرد امنیتی داشت. برای مثال یکی از حملاتی که در دوره قاجاریه به شهر شد و مردم غارت شدند؛ زمانی بود که پس از فتنه آقامحمدخان قاجار و سرکوبی و کشتار مردم کرمان آنها را از شهر اخراج و مجبور ساخت تا در بیرون دروازه شهر در اراضی فریزن سکنی کنند. در این نواحی چون محل برج و قلعه ای نداشت؛ در زمان حکومت محمد تقی خان عده ای از اوباش بلوچ و سیستانی از طریق گلباف و شهداد به کرمان آمده و شبانه به خانه های فریزن ریخته و عده ای را به قتل رسانده و اموال زیادی را به غارت بردند. (محمود، همت- تاریخ انتشارات گلی- تهران 1369- ص 251)
    دروازه ها شهر با طلوع آفتاب باز می شد و زارعین و تجار با کاروان های شتر به شهر وارد شده و به فروش اجناس خود می پرداختند. راه های ورودی شهر به صورتی طراحی شده بود که تازه واردین می توانستند به تمام نقاط شهر دسترسی یافته و به تمام نقاط شهر سرویس دهد. استقبال از مقامات رسمی و علما و برجستگان جامعه در کنار دروازه های شهر به عمل می آمد. چنان که مضمون تلگراف زیر در دوشنبه 24 شعبان 1334هـ ق/ 26 ژوئن 1916 م به تهران نشان می دهد:
    «امروز شاهزاده نصرالسلطنه والی کرمان وارد شد. نزدیک دروازه ها طاق نصرت بسته بود و اعیان و اشراف استقبال کردند» (شیخ یحیی احمدی- فرماندهان کرمان – انتشارات دانش- 1354- تهران ص 211)
    عناصر شهر سنتی:
    در شارستان کرمان تا اواخر قاجاریه 4 بخش مشخص دیده می شود:
    الف- بخش تجاری (بازار)  ب- میدان ارگ  ج- مسجد جامع  د- محلات مسکونی
    الف- بخش تجاری (بازار):
    خصیصه اقتصادی و تبادلات تجاری در شهر کرمان در دوره های مختلف بازار پر رونقی را تدریجا شکل داده است. بازار اصلی و بزرگ شهر در مرکز شهر قرار دارد و جهت آن شرقی- غربی است. این بازار به خط مستقیمی است که در دو سوی آن دو دروازه ورودی و خروجی شهر یعنی دروازه ارگ و دروازه مسجد (وکیل) قرار داشت. طول آن حدود 3 کیلومتر است و شهر را دقیقا به دو بخش شمالی- جنوبی تقسیم می کند.
    بازار کرمان متشکل از کاروانسراها، سراها و تیمچه هایی است که همگی در دو راستای عموی برهم جای گرفته اند. این راسته ها از چهار جهت به راه های عمده تجاری شهر یا منطقه ختم می شد. محل تلاقی این دو راستا چهارسوق است که تقریباً همیشه شلوغ و پر ازدحام است.
    بازار کرمان از عمده ترین عوامل شکل گیری شهر قدیم و به مثابه ستون فقرات آن بوده است. وجود کاروانسراها و تیمچه های متعددی که تا چندی پیش همچنان فعال بوده اند؛ گواه فعالیت وسیع تجاری در بازار کرمان بوده است و نشان می دهد که بازار قدیمی شهر، علاوه بر فعالیت تولیدی از جهت تجارتی نیز در سطح فرامنطقه ای فعالیت می کرده است.
    نوع فعالیت های تولیدی قدیم کرمان و مکان گزینی اصناف تولید کننده در نقاط مختلف آن را می توان، چون تمامی بازارهای ایران، از نام گذاری بخش های مختلف وارسته های آن دریافت.
    عمومی ترین عناصر و فضاهای مهم شهر قدیم کرمان مانند: مسجد جامع، مسجد امام (ملک) مجموعه های فرهنگی، آموزشی تجاری- وقفی مانند: مجموعه های گنجعلیخان، وکیل، حاج آقا علی و بعضی فضاهای حکومتی با ارتباطی بسیار نزدیک در مجموعه بازار جای داشته اند.
    ب- مسجد جامع
    مسجد جامع در کنار میدان مشتاقیه و ابتدای خیابان شریعتی در ابتدای دروازه شرقی شهر (دروازه مظفری) قرار داشت و اکنون بازار مظفری جنب آن منسوب به مسجد جامع است. این مسجد که جامع مظفری نیز شهرت دارد از جمله مساجد چهار ایوانی است که دارای سردر رفیع، صحن، ایوان و شبستان است. این مسجد در دوران حکومت امیر مبارزالدین محمد مظفر سر سلسله آل مظفر به سال 750 هـ ق ایجاد گردیده است که در دوره های بعد الحاقات و تعمیراتی در مسجد صورت می گیرد. از جمله آن تعمیرات مرمت کاشیکاری ایوان بزرگ در زمان وکیل الملک حدود 1580 هـ ق و کاشیکاری ستون های داخل مسجد و احداث شبستان شمالی در دوره اخیر را می توان نام برد.
     این مسجد که در طول دوران خود محل برگزاری نماز جمعه بوده است؛ پایگاه اصلی روحانیت و مردم شهر به شمار می رود. مغازه ها و زمین اطراف همگی وقف بر مسجد جامع اند که درآمد آنها صرف حفظ وتعمیر آن می گردد. ارزشمندترین قسمت بنا، کاشیکاری معرق محراب و سردر شرقی مسجد می باشد که تاکنون تعمیراتی توسط سازمان میراث فرهنگی کرمان جهت حفظ مسجد جامع انجام شده است. (جهاد دانشگاهی دانشکده هنرهای زیبای تهران- طرح احیاء بافت قدیم کرمان- جلد دوم- وزارت کشور- 1367- ص 30-5)
    ج – میدان ارگ
    میدان ارگ محوطه وسیعی است دایره مانند که در حدود 6 هزار متر مربع مساحت دارد و در نزدیکی حصار غربی شهر در مدخل غربی بازار واقع شده است.
    این میدان در زمان قاجار به توسط ابراهیم خان ظهیرالدوله در 1218 هـ ق در جلو ارگ دولتی که در جنوب آن قرار داشته است؛ ساخته شد و به نام های میدان توپ خانه، میدان اعدام و میدان مشق و معروف بوده، که بعدها به میدان ارگ مشهور گردیده است.
    این میدان در جشن ها نقش مهمی داشت. ظاهراً ابراهیم خان برای رسیدگی به دادخواهی مردم و شکایات آنها دستور ساختن این میدان را در محل جنب ارگ دولتی می دهد که در آنجا هم به شکایات رسیدگی کند و هم محکومین را در جلو چشم اهالی، سیاست کند و نیز در گوشه و کنار آن جایگاهی برای سپاهیان در نظر گرفته بود که معترض مردم نشوند. این میدان به وسیله دیوارهای نسبتاً بلند محافظت می شد و شخصیت های عالی رتبه حکومتی و بازرگانان درجه اول در داخل حصارهای آن زندگی می کردند و به هنگام هرج و مرج و آشوب برای حفظ امنیت خویش، اقدام به بستن دیوارهای آن می کردند.
    سرپرسی سایکس که در اواخر قرن سیزدهم هجری به کرمان سفر کرده بود؛ در مورد شهر و ارگ می نویسد:
    «کرمان به پنج محله زیر تقسیم گردیده: محله شهر مشتمل بر شهر قدیم کرمان است: محله خواجه خضر، قطب آباد، میدان قلعه و محله شاه عادل. در طرف غربی شهر میدان ارگ قرار دارد که عمارت ایالتی و تلگرافخانه اداره قشونی در حوالی آن واقع شده است. ابنیه مزبور قدیمی و عموماً معمولی و آباد است که در این بین، باغ نسبتاً وسیعی، عمارت استانداری را تشکیل می دهد. (سایکس- سفرنامه سرپرسی سایکس- ترجمه حسین سعادت نوری- چاپ دوم 1336 تهران- ص 94)
    د- محله‌های مسکونی:
    اگر شهر را به درختی تشبیه نماییم؛ محلات شهری آن برگ های  ساخت شهر را تشکیل می‌داد که از بازار، حدود 4 و شبکه‌های آب‌رسانی حیات گرفته و تغذیه می‌شدند. محلات شهر، محل سکونت گروه‌های قومی و نژادی و مذهبی و صاحبان شغل‌های مختلفی بود که دارای پیوستگی و روابط نزدیک با یکدیگر بودند (حسین، شکویی- جغرافیای اجتماعی شهر -اکولوژی اجتماعی شهر- دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی -1365-ص 49-48) در شهرهای بزرگ گاهی هر محل برای خود شهری بود؛ نیمه مستقل با بازارچه ، مساجد، گرمابه ها و سازمان‌های اداری مشخص، به نحوی که حتی بعضی از آن‌ها مستقلاً حصاری به دور خود قرار داده‌اند؛ ولی در کل وابسته به حکومت شهر بودند.
    برخلاف مراکز تجاری و بازرگانی و مذهبی شهر که تا حد زیادی نمودار هم‌بستگی شهری بود؛ محله‌ها جلوه‌گاه تضادها و گروه ها بود. در نگرشی به ساخت شهرهای قدیم ایران، شهر به محله‌های متعددی تقسیم می‌شد و این تقسیم‌بندی معمولاً بر اساس مذهب و یا حرفه و یا وابستگی‌های خاص قومی نژادی بود. شهر کرمان به محلات بالاسری و پایین‌ سری و یهودی و زردشتی تقسیم شده است. گاهی افرادی یک صنف، در جایی جمع می‌شدند و تشکیل محلة خاصی را می‌دادند؛ مانند: محله قالی بافان یا محله خشت مال ها یا محله چوپان محله در شهر کرمان ... در مواردی نیز محلات یک شهر از روستاهایی شکل می گرفت که قبلا در کنار شهر بودند و در اثر توسعه شهر به آن محلق می شدند. مثل محله زریسف کرمان یا محله سلسبیل، با وجود اختلاف طبقاتی در سطح شهرها، ترکیب ساکنین داخلی هر محله مختلط بوده است. با اینکه محلات شهر همگی قابلیت دسترسی سریع به شاه راه های اصلی و از جمله بازار را داشته؛ به غیر ازآن در هر محله بازارچه ای همراه با تعدادی مغازه که مایحتاج اولیه زندگی چون خوار و بار را تامین می کرد؛ وجود داشت. در کنار این بازارچه و گذرهای اصلی که در شهرهای بزرگ این فضاها وسعتی بسیار داشته اند؛ حمام، مسجد و تکیه نیز توسط افراد متمکن ساکن در محله ساخته شده است.
    در بخش شارستان تا قبل از تخریب حصار شهر 32 محله وجود داشت و هر محله از حدود 100 الی 200 خانه مسکونی تشکیل می شد که در کنار هم به صورت یک بافت کاملا متشکل قرار گرفته بودند.
    کوچه های اصلی شهر بنا بر شکل خاصی، یا از حدود محلات و یا مستقیماً از مراکز محلات عمومی عبور می کرد. در داخل محلات جهت دسترسی به خانه های مسکونی در میان کوچه های کم عرض (به پهنای عبور دو حیوان بارکش) با پیچ و خم های فراوان، می بایستی در کوچه پس کوچه های آن چرخید تا بتوان به تک تک خانه ها دسترسی پیدا کرد. کوچه های فرعی بسیار کوتاه بودند. در مرزبندی و تقسیم بندی محلات، سیستم شبکه آب ها که از سوی قنوات به سمت آب انبار هر محله در جریان بود؛ نقش بسیار مهمی را ایفا می کرد.
    مرز محلات تا جایی بود که کوچه های فرعی منشعب از میدان و تکیه اصلی محله به بن بست می رسیدند و در واقع دایره بسته ای را تشکیل می دادند. گاهی حدود و مرز محله را، وسعت زمین اولیه قبل از ساختن تشکیل می داد که آن زمین تبدیل به محدوده محله می گردید و گاهی مرز محله را عاملی طبیعی، تاریخی تعیین می کرد مثل قلعه دختر که به کوه ختم می شد.
    محلات کرمان گاهی در برگیرنده صنفی خاص بود؛ همچون محله گودال خشت مال ها یا محله قالی بافان و گاهی نیز دربرگیرنده قلمرو مالکیت فرد و یا موقوفه وی بود؛ همچون محدوده ابراهیم خان یا محوطه گنجعلیخان و یا منسوب به واقعه ای بود که در آنجا رخ داده بود؛ مثل محله پامنار (که این به واسطه شهرتی است که از خونریزی نادرشاه و درست کردن مناره از سرها به دست آورد.) و گاهی نیز مربوط به بخش مهمی از شهر بود مثل محله میدان ارگ و گاهی مربوط به اقلیت دینی بود؛ همچون محله کلیمی ها و یا محله زرتشتیان و گاهی مربوط به شهرت بازاری بود که در آن رونق داشت؛ همچون محله بازار عزیز یا محله چهارسوق کهنه.
    مرکز هر محله فضایی بود نسبتاً وسیع که محل اجتماع افراد و به ویژه در مراسم خاص مثل سوگواری ها بود. اطراف این فضا اماکن عمومی مورد احتیاج مردم قرا داشت که عبارت بود از: مسجد، تکیه، حمام، زورخانه، آب انبار، و بازارچه ای با دکان هایی چند همچون: قصابی، میوه فروشی، نانوایی، بقالی و غیره.
    مردم هر محله برای احتیاجات روزانه خود به بازار بزرگ شهر نمی رفتند و از همین مغازه ها مایحتاج خود را تهیه می کردند. استفاده از تاسیسات محله و سهولت دسترسی به تجهیزات محله ای که با پیاده روی امکان پذیر بود؛ باعث احساس تعلق به محله می گردید و در واقع محله هم یک واحد فیزیکی بود و هم یک واحد اجتماعی.
    بازار و بافت شهر:
    بافت شهر قدیم کرمان را می توان به درختی تشبیه کرد که محور اصلی شهر یعنی بازار همانند تنه و محورهای فرعی یا کوچه ها مثل شاخه ها و مراکز تجمع و سکونت شهری به مانند میوه و برگ های این درخت هستند و شبکه راه ها، ریشه این درخت به شمار می رود. زیرا شهرهای قدیمی به خاطر عملکرد تجاری خود می بایست، جزیی از شبکه بازرگانی باشند.
    در طی قرون وسطی تجارت عواید اصلی شهر را تامین می کرد؛ لذا برخی شهرها برسر راه های تجاری پدید آمدند و هر کدام که مثل کرمان که بر سر راه های اصلی تجارتی قرار داشتند؛ رشد بیشتری یافتند. بازار به عنوان محور اصلی شهر سرویس دهنده تمام شهر است. محوری است که مردم در آن حرکت کرده، خرید و فروش می نماید و از آن به سایر مراکز شهر کاروانسراها، مساجد، مدارس، تکیه ها، حمام ها، ... راه یافته و در ادامه به دروازه های شهر می رسند.
    بازار در شهرهای قرون وسطی در طی مرحله اول تکامل شهرها، بود و در سمت میدان اصلی شهر جایی که مسجد جامع و قصر حکومتی قرار داشت؛ بنا می گردید و چون منافع این دو قطب از یکدیگر جدا شد؛ قطب حکومتی نیز جای خود را تغییر داده و به کناره شهر نقل مکان نمود و بدین ترتیب بازار، ارتباط دهنده جایگاه حکومت ومذهب شد.
    کوچه ها و محلات به عنوان محورهای فرعی و شاخه های درخت بافت شهری را تشکیل می دادند. کوچه ها به خاطر بافت ارگانیک منطقه مسکونی و همچنین جلوگیری از آسیب بادهای کویری که خاک به همراه دارند؛ شکل نامنظم و پیچ در پیچ به خود می گیرند. محور دیگر شهرهای سنتی ایران همچون کرمان شبکه آبراهه های آن است. زیرا که در بیشتر شهرهای ایران و مخصوصاً در داخل فلات، آب قنات به شهر می بایستی با عبور از کانال های مختلف، تمام طول شهر را بپیماید و همه جا را مشروب و سیراب گرداند. (احمد، پوراحمد- جغرافیا و ساخت شهر کرمان- دفتر مرکزی جهاد دانشگاهی- تهران-1370)
    هویت شهر سنتی کرمان
    شهرهای قرون وسطی به طور کلی شهرهای پیاده هستند؛ یعنی عبور و مرور و حرکت در آنها بدون دخالت وسائط نقلیه انجام می شده است و افراد پیاده و یا حداکثر با مرکبی چهار پا از نقطه دیگر رفت و آمد داشته اند. در حقیقت هر شهر سنتی تا ابتدای قرون جدید و پیدایش وسائط نقلیه موتوری مجموعه ای است از معابر پیاده که جابجایی کلی را در شهر به عهده داشته و فضاهای زندگی را به دور خود جمع می کند. مهم ترین شریان شهری در این قبیل شهرها بازار بود که در اصل فضایی خاص را مخصوص پیاده ها دارد و تمام مراکز عمومی شهر را به هم می دوزد و بعدها کوچه، پس کوچه ها و گذرها از این شریان اصلی جدا شده و با مراعات سلسله مراتب به دنبال هم و در درون قسمت های خصوصی تر فرو می روند. کوچه ها که مهم ترین شریان های شهر بعد از بازار هستند؛ به دنبال عملکرد خاص خود یعنی عبور عابر پیاده شکل می گیرد و سعی دارند که مناسب ترین محیط را برای رهگذر ایجاد کنند.
    در مرحله اول آنچه هویت شهر کرمان را تامین می کند و به آن تشخص می بخشد؛ از همان اصل عبور پیاده سرچشمه می گیرد. اثر این عامل در اندازه های شهری رخ می نماید؛ چرا که به هر حال حدود توانایی انسان پیاده محدود است و همین سطح شهر را هم محدود می کند و طول شریان اصلی یعنی بازار را از محور اصلی شهر تعیین می سازد. علاوه بر این حرکت پیاده در سطح شهر باعث به وجود آمدن فضایی قابل لمس و محیط های آشنا که حاوی ارتباط مستقیم انسان با انسان است؛، می شود.
    در مجموع بافت شهری نیز به هویت شهری کرمان کمک کرده است و محیطی آشنا و مانوس به وجود می آورد. بازار در شهر حالتی مرکزی داشته و تمام راه ها، به نحوی به آن ختم شده است و اصولا در این راستا، جهتی ثابت و همیشگی به معابر عمومی عرضه داشته است. از طرف دیگر مراکز محلات و مراکز شهری اطراف بازار که به علت اختلاف عملکرد و خصوصیات عمومی خود ابعاد و ارتفاعی بیشتر می یابند؛ خود نشان هایی مشخص و معین در شهر بودند؛ حتی در یک محله کوچک عناصر عمومی مانند باد گیرهای بلند، ورودی های مشخص محله را پیوسته هویت بخشیده و تشخص خاصی از نقطه نظر بعدی می بخشیدند.
    هویت شهری کرمان از طریق یکپارچگی فضا و فضاسازی های به دنبال هم نیز دنبال می شد و به واسطه یکسان ماندن مصالح ساختمانی در سطح شهر تقویت می گردید. زیرا اولا مصالح محدود بودند و تنوع زیادی نداشتند و ثانیا بدون علت تغییر نمی یافتند و هر تغییر در آنها به سبب حکمتی و در پی حل مسئله ای در تداوم فضاسازی انجام می گرفت. هر فضا در عین اینکه در خود کامل بود؛ به خودش تمام نمی شد و در مقیاس بزرگتر وابسته به فضاهای اطراف خود بود. باری این یگانگی در فضا سازی تکراری را در خود داشته است؛ بدون اینکه تنوع را از دست بدهد و باعث یکنواختی و خستگی گردد.
    خطوط شبکه بندی شهر
    برای دسترسی به تمام نقاط اصلی شهر و اماکن عمومی، شهر قدیم کرمان دارای کوچه های اصلی تقریبا مستقیمی بوده است؛ با عرض به طور متوسط 5- 4 متر که شریان های اصلی شهر را تشکیل می دادند. این کوچه ها معمولا شمالی و جنوبی و یا شرقی و غربی بودند و هر کدام از آنها به یکی از دروازه های شهر منتهی می گردید. با این ترتیب سه خیابان شمال جنوبی و سه خیابان شرقی غربی (به جز مسیرهای اصلی بازار) به فاصله هایی حدود 400 متر از داخل شهر عبور کرده و شهر را به صورت شطرنجی تقسیم بندی می نمودند.
    سلسله مراتب فضاهای شهری
    به طور کلی شهرهای حوزه فرهنگ اسلامی در اثر فرهنگ اسلامی که برای خانواده حرمت خاصی قائل شده است و با قوانین مربوط به «حریم» آن را استحکام بخشیده است؛ به عرصه های عمومی، نیمه عمومی و خصوصی تقسیم می شوند و هرکدام از این حوضه ها حریم خاص خود را در ارتباط با فضاهای دیگر به خوبی حفظ می کنند.
    بازار عمومی ترین فضای شهر است. بنابراین بیشتر اماکن نیمه عمومی را به دور خود می کشد- این اماکن مانند مساجد، حسینیه ها، مدارس و کاروانسراها در عین اینکه فضایی عمومی هستند؛ اما نسبت به بازار در درجه دوم عمومیت، قرار دارند. چنان که بعضی مواقع که از اسامی آنها نیز پیداست؛ به گروه خاصی تعلق دارند و رفت و آمد در آنها محدودتر است. بدین ترتیب هر چند مجاور بازار جای می گیرند؛ اما برای حفظ حریم خاص خود به وسیله فضاهایی واسط به شاهرگ بازار مرتبط می شوند. به طوری که جنب و جوش و حرکت درونی بازار، مزاحم کارکردشان نباشد.
     به طور کلی توالی فضاهای شهر براساس درجه اهمیت حریم خصوصی آنها تعیین می شود. مثلا اماکن مسکونی که فضاهای خصوصی هستند؛ کمتر امکان آن را می یابند که در کنار بازار واقع شوند؛ بلکه معمولاً کوچه و پس کوچه ها انها را به شاهرگ اصلی بازار پیوند می دهند. این فاصله ها و کوچه های بن بستی که خود به خانه ها می رسند؛ همواره با دور شدن از بازار باریک تر می شوند و این خود تاکیدی بر اهمیت حریم منازل مسکونی می باشد.
    مسئله حریم و حریم سازی حتی در جزئیات بنا هم دخالت دارد و در یک بنای خاص نیز، هر فضا حریم خاص خود را دارد. به طور مثال در یک کاروانسرا حیاط فضایی است عمومی با حریم کم، حال آنکه اطاق های اطراف حیاط محل زندگی کاروانیان بوده و حرمتی بیش از حیاط دارا بوده و یا در یک مدرسه همیشه اطاق های کناری که به طلاب تعلق دارد و با ورودیی نیمه بسته به حیاط مربوط می شود؛ هیچ ارتباط مستقیم عبوری بین حیاط و اتاق ها نیست. (محمود، توسلی- ساخت شهر در اقلیم گرم و خشک ایران- رشدیه- 1360-ص95)
    خصوصیات فیزیکی شهر سنتی و بازار کرمان
    هر فضای معماری تحت تاثیر عوامل متعددی از جمله جغرافیایی و اقلیمی ایدئولوژی و ارزش های فرهنگی و مصالح و فن ساختمان و کارکردها و عناصر ویژه خلاقیت و ابتکار معمار، شکل می گیرد. (حسین، سلطان زاده- مدارس- معماری ایران در دوره اسلامی به کوشش محمد یوسف کیانی)
    عموم فضاهای معماری نواحی گرم و خشک کشور درون گرا خلق شده اند و به این ترتیب فقدان چشم انداز و فضاهای سبز طبیعی توسط خلق فضای محدودی که در حیاطی مرکزی احداث می شد؛ جبران می شده و چشم اندازی دلنشین و شرایطی برای زیست پدید می آورده است.
    کمبود چوب و سنگ در نواحی مرکز و جنوبی، معماران ایرانی را وادار به استفاده قوس های جناغی برای پوشش دهانه هایی کرد که با خشت خام یا پخته به صورت چپیله، رومی یا ضربی ساخته می شد. انواع پوشش ها مانند طاق گنبد و کاربندی، هر کدام در جای خود و برای تامین کارکردی معین مورد استفاده قرار می گرفت. شکل نهایی و هویت کلی هر فضای معماری بیشتر توسط کارکردهای ویژه آن معین می شود. چنان که یکی از مهم ترین عناصر فضایی یک مدرسه حجره های آن است؛ چه برای حداکثر استفاده از زمین و نیاز به ایجاد بیشترین تعداد حجره در یک مدرسه علمیه، سبب می شد که برخلاف توزیع فضایی عناصر در فضاهای مسکونی مکان یابی حجره ها در مدرسه نسبت به جهت نور آفتاب و عوامل اقلیمی بی تفاوت باشد. چنین سیمایی را با اندکی اغماض کما بیش در کاروانسراها نیز می بینیم.
    شهر سنتی کرمان در درون حصاری فشرده و متمرکز بود. این تمرکز و فشردگی خاصی را در بافت شهری به دنبال دارد تا انسان ها از نفوذ آفتاب در امان باشند. فشردگی ساختمانی در تمام بازار دیده می شود که معمولاً به وسیله سراها، مساجد و مدارس دینی که داری محوطه های وسیع و باز می باشند؛ به هم می خورد. معابر مسقف نسبتاً باریک و شیوه های معماری انطباق خاص با اقلیم خود داشته و از آن نشات گرفته است. به دلیل آب و هوای گرم و خشکی که این مناطق دارا می باشند؛ در طراحی بازار با به جریان انداختن طبیعی هوا به خنک کردن داخل بازارها پرداخته اند. از این نوع بازارها می توان بازارهای: کرمان، یزد، اصفهان، کاشان، شیراز را نام برد.
    ساختار کالبدی بازار کرمان:
    در شهر تجاری کرمان که بر سر راه های تجاری شرق– غرب و شمال– جنوب کشور استقرار یافته است؛ بازار در امتداد دروازه های ورودی شهر شکل گرفته و از همان آغاز، به عنوان مرکزیت شهر، نقش اصلی و عمده خود را در ساختار فضایی و کالبدی شهر سنتی نشان  می دهد. بازار سرپوشیده کرمان، دارای دو دسته راسته اصلی است که یکدیگر را به صورت دو خیابان متقاطع قطع کرده و در چهار راه خود، چهار سوق را به وجود می آورد:
    الف)راسته غربی- شرقی بازار کرمان:
    این راسته به طول تقریبی3 کیلومتر از میدان ارگ در غرب شروع و به خیابان میرزا رضا کرمانی در شرق منتهی می گردد. ساختار کلی و عمده این راسته متشکل از 3 بازار و مجموعه های: گنجعلی خان، وکیل و مجموعه مظفری است که با راسته بازارهایی کم اهمیت تر مانند: بازار سراجی و غیره کامل می گردد که به تشریح آنها پرداخته می شود:
      بازار نقارخانه:
    در نخستین قدم از میدان ارگ (در انتهای غربی بازار) با دهنه بزرگی، بازار نقارخانه آغاز می شود که دارای سقف سردری بزرگ، بلند و مزین به کاشی کاری است و دارای چند اتاق در بالا است. به نظر می رسد معماری این قسمت بازار، مربوط به اواخر دوره قاجاریه است. در گذشته برای بر چیدن بساط و تعطیل کردن بازار در غروب، بر روی آن نقاره، نواخته می شد. این قسمت، به نقارخانه مشهور است که حدود 25 متر طول دارد و نیز 8 باب مغازه در این بخش بازار، فعالیت دارند.
    در گذشته نحوه تعطیل شدن بازار به این شکل بود که از زمان تاریکی هوا، نقاره می زدند و پس از سه ساعت، طبل و شیپور مخصوصی نواخته می شد که به طبل اول مشهور بود و کسبه می بایستی بساط خود را جمع و آماده رفتن باشند. 45 دقیقه بعد، طبل و شیپور زده می شد که به طبل دوم مشهور بود و کسبه دکاندار موظف بودند دکان خود را بسته و به خانه بروند. پس از یک ساعت طبل سوم که زده می شد؛ دیگر کسی حق نداشت، دکانش باز باشد و یا در بازار راه برود. مامورین و نگهبانان اگر افرادی را در این وقت شب می دیدند؛ آنها را در نزد داروغه که در چهار سوق سکونت داشت؛ می آورد تا حکم دهد. (محمود، همت- تاریخ کرمان انتشارات گلی- تهران- 1369- ص 453 و 452)
    2- بازار سراجی:
    در حرکت به طرف شرق، به بازار سراجی می رسیم که از نقارخانه شروع و به چهارسوق منتهی می شود. طول این قسمت تقریباّ 250 متر و دارای 56 باب مغازه است. این بخش از بازار در گذشته محل سراج ها و چمدان سازها بوده است؛ اما اکنون با ورود اجناس خارجی، دیگر از ساخت و تولید چمدان و ساک در این بازار خبری نیست و به جای آن، محصولات سایر شهرها و لوکس فروشی دایر شده است. در کتاب تاریخ کرمان به 110 مغازه سراجی که زمانی در شهر وجود داشتند؛ اشاره شده است و به علت تغییر وسایل حمل و نقل و پیدایش اتومبیل، این شغل از رونق افتاده و اگر هم مغازه ای باقی مانده باشد؛ به فروش کیف و ساک اشتغال دارند.
    3- کاروانسرای چهار سوق:
    در انتهای بازار سراجی و قبل از ورود به چهار سوق، به کاروانسرای چهارسوق می رسیم.
    موقعیت این کاروانسرا در نزدیکی دروازه غربی شهر (سلطان) و میدان ارگ از طرفی و از طرف دیگر قرار گرفتن ما بین دو راسته بازار شرقی و غربی (سراجی) و راسته بازار شمالی جنوبی (میدان قلعه) موقعیت ویژه و ممتازی را به آن داده است. (محمود، همت- تاریخ کرمان انتشارات گلی- تهران- 1369- ص 453 و 452)
    این کاروانسراها در دو طبقه احداث و دارای نزدیک به 90 حجره و انباری و محل استراحت مسافرین بود و دو راسته بازار در ضلع های شرقی و جنوبی آن قرار داشت. طبقه فوقانی آن بیشتر برای بیتوته و استفاده مسافرین بود و در پایین حجره ها و مغازه ها قرار داشت. این کاروانسرا ملکی بوده و از جمله مالکین آن دو زرتشتی، یکی به نام بهرام بهمن که تجارخانه ای در این سرای داشته و فرد دیگری به نام حاج باقر تیرناز، حاج جواد ایزدی و آقای ماشاالله عسگری از جمله مالکین این سرا به شمار می روند.
    4- مجموعه و بازار گنجعلیخان:
    در امتداد مسیر خود به سمت شرق به بازار و مجموعه گنجعلیخان می رسیم که بنا به اسناد معتبر از وقفنامه گنجعلیخان بر روی بازار قدیمی شهر ساخته شده و هم اکنون از حیث معماری و تاریخ بنا پس از بازار اختیاری جزو تاریخی بخش بازار محسوب می شود. به استثنای حمام که در ضلع جنوبی این بازار قرار گرفته است؛ باقی عناصر مجموعه گنجعلیخان شامل: میدان، کاروانسرا، مسجد، ضرابخانه، آب انبار و غیره همه در ضلع شمالی این بازار قرار گرفته اند. در ابتدای قدرت و تسلط شاه عباس، وی به فکر افتاد که کرمان و فارس را از جهت حکام مقتدر تام الاختیار موقعیت تازه ای بخشد؛ زیرا گمان داشت که با تغییر مسیر راه ابریشم از عثمانی به راه دریایی بوشهر و بندر عباس– تجارت را به این سمت منتقل سازد. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- گنجعلیخان- انتشارات اساطیر- 1362 ص 36)
    گنجعلی خان 1500 هجری قمری تا 1034 هجری قمری حاکم کرمان بوده است و پس از او پسرش حکومت کرمان را داشت. در زمان او اقدامات بسیار اساسی ومهمی در کرمان انجام پذیرفت. راه ها امن وامان شد و تجارت رونق گرفت. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- گنجعلیخان- انتشارات اساطیر- 1362)
    وی طبق دستور شاه عباس کبیر، طرح بازاری عالی به انضمام چهارسوقی رفیع و حمامی بسیار بزرگ و عالی با میدان و مدرسه بزرگ و محکم با طراحی معماران یزدی و اصفهانی احداث نمود. (محمود، همت- تاریخ کرمان انتشارات گلی- 1369 تهران- ص 153-152)
    در دو طرف بازار گنجعلی خان، 75 باب مغازه وجود دارد که همگی موقوفه آستان حضرت رضا (ع) است. این بخش از بازار طبق وصیت واقف آن، دارای اجاره کمی بوده است. از ویژگی های این موقوفات این است که مؤسس آن برای جلب افراد، تسهیلاتی قائل شده است. در وصیت نامه واقف آمده است که اگر یکی از کسبه که در بازار مشغول کسب است، ورشکست شود؛ از در آمد موقوفه گنجعلی خان، معاش وی و خانواده اش را فراهم نموده و او را یاری نمایند تا بتواند دوباره کسب و کارش را سامان بخشد. در نتیجه این موضوع، سبب آسایش خیال کسبه شده و این بازار با استقبال آنها روبرو شد و براثررقابت، مغازه¬های آن دارای ارزش و قیمت بالایی نسبت به سایر بخش¬های بازار در زمان¬های مختلف بوده است. به طوری که در سال 1312 شمسی، یک درب دکان در بازار وکیل به مبلغ 700 تومان معامله می شد؛ در صورتی که در همان تاریخ، مشابه همان دکان و به همان مساحت، در بازار گنجعلیخان  فقط سر قفلی آن، 900 تومان معامله شده است. (همت، محمود؛ تاریخ کرمان،1369 تهران، ص.155).
    عناصر مجموعه گنجعلیخان کرمان:
    در اینجا عناصر مجموعه گنجعلیخان را مورد بحث قرار می دهیم. این مجموعه مشتمل است بر:
     چهارسوق، میدان، مدرسه، کاروانسرا، حمام، آب انبار، ضرابخانه و  مسجد.
    الف- چهار سوق گنجعلیخان:
    در امتداد بازار به سمت شرق، ناگهان به فضای وسیع و عظیمی که با گنبدی رفیع و بسیار بلند که ارتفاع آن قابل توجه است؛ می رسیم. پس از آن با دیدن تصاویر نقاشی های زیبای سقف گنبد و استشمام بوی خوش انواع داروهای گیاهی و عطر مغازه های عطاری است که انسان ترجیع می دهد  در آن فضا، با تامل وآهسته تر حرکت کند و از هوای خنک آن (به علت ارتفاع گنبد و چهار راسته بازار که باعث تحرک و کوران هوا می شود) بهره مند شود.    
    چهار سوق که در محل تقاطع راسته بازار شرقی و شمالی جنوبی قرار گرفته؛ به واسطه موقعیت ویژه خود، در واقع مکان مرکزی و مرکز ثقل بازار به شمار می آید و در گذشته محل استقرار داروغه و محتسب بازار بود.
     چهار سوق وسیع و بزرگ بازار کرمان که به دستور گنجعلیخان ساخته شده و جزو مجموعه گنجعلیخان محسوب می شود؛ از مهمترین چهار سوق بازارهای ایران است. به واسطۀ ارتفاع زیاد چهارسوق، در تابستان هوایی خنک و مطبوع دارد. بر روی سقف این چهار سوق، عکس هایی از مناظر بازار و کسبه عهد صفوی و چهار فصل سال، با رنگ روغن نقاشی شده که با گذشت قریب چهارصد سال، هنوز زیبایی و جلوه خود را حفظ کرده است. (همت، محمود؛ تاریخ کرمان،1369 تهران، ص.161).
    ب - میدان گنجعلی خان:
    میدان گنجعلیخان، محوطه ای است به طول 100 متر و عرض 50 متر که سه طرف آن را بازار احاطه نموده و در چهار سمت میدان حمام، آب انبار، ضرابخانه، مدرسه (کاروانسرا)، مسجد و قناتی که در وسط آن قرار داشت؛ واقع شده است. طول میدان 99 متر و عرض آن 53 متر و دارای 5346 متر مربع وسعت (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- گنجعلیخان- انتشارات اساطیر- 1362- ص161)  بوده و سال ها مرکز اقتصاد شهر کرمان محسوب می شده است. این میدان از آغاز تاکنون، چندین با تغییر کاربری داده و در زمان صفویه، مَقَر حکومتی بوده است و چون افغان ها بر کرمان و اصفهان تسلط پیدا نمودند؛ این میدان به دست کسبه و معرکه گیران، درویش ها وکشتی گیران افتاد و عده ای از صنعت گران، مانند قفل سازها، تفنگ سازها و نعل بندها، برای خود دکان های پوشالی ساختند؛ تا از گرما و سرما محفوظ مانده و هم تصرفاتی داشته باشند. تا این که در سال 1309 شمسی، به دستور شهرداری وقت، این مغازه ها خراب گردید (محمود همت- تاریخ کرمان- ص 158) و از سال 1347 شمسی به بعد، عملیات بازسازی و احیا آن آغاز و تا به امروز ادامه دارد.
    ج- قنات مجموعه گنجعلیخان:
    از عوامل مهم رونق مجموعۀ گنجعلیخان و ایجاد عناصری همچون: آب انبار و حمام و غیره به ویژه در شهری خشک همچون کرمان، احداث قنات بوده است. توپوگرافی و شیب مناسب دشت کرمان (حداکثر تا 30%)، از سمت شرق و جنوب شرقی شهر به سمت غرب و مسطح بودن آن در مرکز، موجب شیب مناسب بازار و حرکت جریان های آب های زیرزمینی، به شکل قنات در بازار شده است. به عقیده برخی از پژوهشگران، قنات شهرآباد که مظهر آن در وسط میدان گنجعلی خان بوده و مادر چاه آن، نزدیک قنات غستان قرار دارد؛ از محدثات گنجعلی خان است. زیرا گنجعلی خان در متن وقتنامه خود در جزء وقفیات یاد می کند که: «نواب مشارالیه (یعنی گنجعلیخان)، در حومۀ قرینۀ کرمان کاریزی احداث نمود به... آب آن مزبور، جاری گردانید و ممرآب مذکور را، از ابتدا تا انتها از خاص مال جزء ترتیب داده و در شوارع و خانه های عجزه و مساکن، حوض ها ساخت و بدین مناسبت که از وسط شهر جاری است، موسوم به شهرآباد گردانید و ...)
    د- کاروانسرای گنجعلیخان (مدرسه):
    در مشرق میدان گنجعلی¬خان، کاروانسرا بزرگی به طول 5/31 متر و عرض 23¬متر (با مساحت724 متر مربع) در دو طبقه قرار گرفته است. برخی معتقدند که این محل در ابتدا مدرسه بوده و بعدها تبدیل به کاروانسرا شده است. متأسفانه بر اثر یورش زمان آقا محمد خان، به ویژه گلوله اندازی توپ های او به شهر، سردرهای کاروانسرا، فرو ریخته است. تاریخ بنای این بنا، مطابق کتیبه سردر، 1700 هجری قمری می باشد. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- آسیای هفت سنگ- ص 160-125)
    ه- مسجد گنجعلیخان:
    با توجه به محتوای موقوفۀ گنجعلیخان، در این مجموعه و بازار، 4 مسجد ذکر شده است. اما در حال حاضر، دو مسجد در مجموعه وجود دارد که اولی در گوشۀ شمال شرقی میدان قرار گرفته و دومی در چهارسوق کوچک بازار مسگری، قرینه مسجد اول می باشد. (دو مسجد دیگر در این بازار تبدیل به واحد تجاری شده اند). مسجد گنجعلی خان بنای با ارزش و کوچک مربعی شکلی به مساحت 51/27 متر  مربع و بدون حیاط است که به نظر می رسد؛ مصلای همان کاروانسرا بوده است. این مسجد کوچک، موزه ای است از هنرهای تزیینی اسلامی مانند: کاشیکاری، نقاشی، گچبری، خطاطی، مقرنس و کاربندی. تاریخ بنای مسجد به اسناد کتیبه موجود بر سر در مسجد، 107 هجری قمری می باشد. (دفتر فنی سازمان حفاظت آثار باستانی کرمان- بناهای تاریخی- کرمان 1355 بدون صفحه)
    و- ضرابخانه گنجعلیخان:
    ضرابخانه گنجعلیخان، با مساحت 242 تر مربع، در ضلع شمالی میدان گنجعلیخان، واقع در بازار مسگری و روبروی حمام قرار دارد. این بنا، به شکل هشت ضلعی و شامل: یک طاق و چهار غرفه در چهار زاویه بوده و مصالح اصلی آن آجر و گچ و با تزیینات گچبری می باشد. نخستین مرمت ضرابخانه از سال 1345 به کمک بانک مرکزی شروع گردید. این محل که تا چندی پیش به عنوان موزه مردم شناسی، مورد استفاده قرار گرفته بود؛ با همت سازمان میراث فرهنگی، به موزه سکه تبدیل شده است.
    ز- آب انبار گنجعلیخان:
    از بناهای دیگر مجموعه گنجعلی خان، آب انبار است که از بناهای بسیار مستحکم و استوار است. چنانکه با گذشت 400 سال از تأسیس آن و با وجود صدمات قابل توجه حمله آقا محمد خان قاجار، تا سال های 1320 دایر و مورد استفاده عموم بود. زیرا هنوز لوله کشی آب مطرح نبود. (در کتاب تاریخی «تاریخ کرمان»، نوشته احمد علی خان وزیری آمده است: «... وقتی که آقا محمد خان قاجار گواشیر را محاصره کرد؛ لطفعلی خان زند که در آنجا محاصره بود؛ به جهت فقدان گلوله، سرب از ته آب انبار در آورده و برای ساختن گلوله مورد استفاده قرار دارد...). این آب انبار با حجمی برابر 25/2018 متر مکعب دارای ظرفیتی بالغ بر دو میلیون لیتر آب است. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- گنجعلیخان- ص83)
    ج- حمام گنجعلیخان:
    این حمام را که در ضلع جنوبی میدان گنجعلی خان و در محل راسته بازار اصلی شرقی غربی بازار کرمان قرار دارد را می توان شاهکار معماری ایران دانست. معمار حمام و مجموعه گنجعلیخان، استاد محمد معمار یزدی است. حمام گنجعلی خان با مساحتی حدود 1380 متر مربع، شاهکاری است بدیع با کاشیکاری¬ها، نقاشی¬ها، گچبری¬ها، مقرنس¬کاری¬ها و کاربندی¬های زیبا که با به کار گرفتن سنگ¬ها و تزیینات سنگی بسیار ظریف ساخته شده است. سنگ کتیبۀ حمام حاوی ابیاتی است که ماده تاریخ آن، تاریخ بنا را سال 1020 هجری (1611 میلادی) تعیین می کند.
    حمام از دو بخش رختکن و گرمخانه تشکیل شده است. رختکن حمام به شش غرفه تقسیم شده که هر غرفه مخصوص یک طبقه از جامعه، شامل: سادات و روحانیون و خوانین و اعیان و بازاری ها و رعایا بوده است. (محمد ابراهیم، باستانی پاریزی- گنجعلیخان- ص65)  در بخش گرمخانه، قسمت خصوصی از عمومی جدا شده و شبکه آبرسانی منظمی آب را به خزینه و حوضچه های اطراف منتقل می کرده است. این حمام تا سال های 16-1315 شمسی، دایر بود و از آن زمان تا سال 1348 خورشیدی، به صورت انبار کسبه محل درآمد و در این سال، نسبت به تخلیه و مرمت آن اقدام گردید و تبدیل به موزه مردم شناسی کرمان شد.
    5- بازار اختیاری (بازارشاهی):
    این بازار کم عرض و تنگ را می توان قدیمی ترین بخش بازار محسوب کرد. زیرا قبل از احداث بازار گنجعلی خان وجود داشته و در وقفنامه گنجعلیخان به آن اشاره شده است.  اهمیت این بازار، به سبب موقعیتی است که در بین دو بازار و مجموعه گنجعلی خان و وکیل دارد. عمران و آبادی این بازار و عناصر موجود در آن، نتیجه آثار مثبت موقوفه گنجعلیخان است که از عواید آن در این بازار ساخته شده است. مانند: سرای گلشن و مدرسه شفیعیه. این بازار از مغرب با بازار گنجعلیخان و از مشرق به بازار وکیل محدود است. بازار اختیاری، به عنوان قلب بازار، بخش پررونق بوده و 52 باب مغازه در آن وجود دارد. از مهمترین بخش های این بازار می توان به عناصر کالبدی زیر اشاره کرد:
    - مدرسه علمیه شفیعیه
     - سرای گلشن
     - سرای سردار و بازارچه آن منسوب به سردار نصرت
     - و تیمچه محمودیه.
     الف- مدرسه شفیعیه:
     ب- سرای گلشن:
    سرای گلشن که در ضلع شمالی بازار اختیاری و در شرق کاروانسرا گلشن قرار گرفته است؛ بنا به نوشته احمد علی خان وزیری، نویسنده کتاب تاریخی «تاریخ¬کرمان»، با تلاش آقا¬عبدالباقی¬تاجر¬کاشانی،¬ از مداخل موقوفه گنجعلی¬خان ساخته شده است. (احمدعلی خان وزیری کرمانی- جغرافیای کرمان به کوشش باستانی پاریزی ابن سینا 1352 ص 15) این کاروانسراها در دو طبقه و دارای نزدیک به 90 حجره و انبار می باشد که بر اثر افسردگی و ویرانی بیش از 60% آن مخروبه شده است و سازمان میراث فرهنگی، در حال مرمت و بازسازی آن است.
    ج- سرای بازارچه سردار:
    این بخش از بازار با کاروانسرا و سه راسته بازار موازی و متصل به هم که از راسته بازار اصلی (اختیاری) منشعب شده اند؛ منسوب به «سردار نصرت» حاکم شهر کرمان، در حدود سال های 1300 هجری قمری می باشد. کاروانسرای سردار هم اکنون، به عنوان انبار مورد استفاده است؛ اما بازارچه ها دایر بوده و دارای رونق نسبتا خوبی هستند. سردار نصرت 7 مغازه از این کاروانسرا را وقف خرج و مخارج کاروانسرا نموده است. از مغازه های طبقه همکف به عنوان مرکز خرید و فروش و از حجره های طبقۀ بالا به عنوان انبار استفاده می شده است. رییس کاروانسرا، آقای هرمز یار کشمیری، فعالیت هایی در رابطه با حفظ این کاروانسرا انجام داده است.
    د- تیمچه محمودیه:
    این تیمچه، دارای بیش از 20مغازه و انبار می باشد.
    6- مجموعه وکیل و  بازار وکیل:
    در ادامۀ شرقی راسته بازار کرمان، به بازار طولانی و مجموعه وکیل می رسیم که نام خود را از بانیان آن: محمد اسماعیل خان وکیل الملک اول و پس از وی مرتضی قلی خان وکیل الملک ثانی، حکام دوره قاجاریه کرمان، گرفته است. این بازار، در سال1287 قمری، به پایان رسید. (شیخ یحیی احمدی- فرماندهان کرمان- ص 115-108)
    مجموعه وکیل شامل: مسجد، بازار، حمام و کاروانسرا است. این مجموعه از سال 1352 خورشیدی، مورد مرمت و بازسازی قرار گرفته است. فعالیت¬های انجام شده در این زمینه عبارت است از: تعمیر و احیای کامل حمام که هم اکنون به عنوان چایخانه و رستوران سنتی مورد استفاده می¬باشد. تعمیرات حفاظتی کاروانسرا و بازار انجام پذیرفته و مسجد این مجموعه، در دست تعمیر است.
    بازار وکیل کرمان، به دلیل درازی و طولانی بودنش از چنان گسترده و اهمیتی برخوردار است که در برخی افواه، تمامی بازار تاریخی کرمان را به نام «وکیل» اطلاق می کنند. این موضوع سبب شده است که حتی «کاستللو» محقق برجسته انگلیسی نیز به اشتباه بیافتد. وی مطالبی را پیرامون کل بازار کرمان و نقش آن در ساختار شهر سنتی کرمان بیان می دارد و آن را تحت عنوان بازار وکیل که در واقع بخشی از کل بازار کرمان است، ذکر می کند که این موضوع نباید موجب اشتباه دیگران شود. (کاستللو؛ شهرنشینی در خاور میانه؛ ترجمه پرویز بیران و عبدالعلی رضا؛1368؛ تهران ص. 54)
     مجموعه وکیل، داری 17 باب مغازه  می باشد و از مهمترین عناصر آن می توان به: حمام وکیل، کاروانسرای وکیل، اداره اوقاف قدیم کرمان (مدرسه حیاطی)، مسجد وکیل و دو قیصریه اشاره کرد.
    الف- حمام وکیل:
    این حمام را مرحوم محمد اسماعیل خان وکیل الملک نزدیک بازار خود در سال 1280 هجری قمری بنا نمود. (احمد علی خان، وزیری- جغرافیای کرمان- ص31)
    ب- کاروانسرای وکیل:
    کاروانسرای وکیل، جنب حمام وکیل و در ضلع شمالی بازار قرار گرفته است و می توان از آن به عنوان بزرگترین کاروانسرای شهر کرمان یاد کرد. این کاروانسرا که در سال1287 به پایان رسید است؛ همان گونه که وزیری مورخ و نویسنده دوره قاجار در کتاب خود «تاریخ کرمان» آورده است: ... الحق بنایی رفیع و طرحی بدیع است...
    کاروانسرای وکیل، مشتمل بر 120 حجره است که در دو طبقه ساخته شده و دو بادگیر مرتفع و زیبا در آن قرار گرفته است. در سمت شرق کاروانسرا نیز، بازارچه ای قرار داشته است. این کاروانسرا نسبتا سالم باقی مانده است و با اندکی تعمیر می توان از آن به خوبی بهره گرفت. ازجمله مالکین این کاروانسرا می توان از آقایان: عمرانی، عزیزیان، حیدری، اسفندیاری و سودمندی نام برد که اغلب یزدی هستند. تا مدتی قبل، تجار یهودی، به عنوان مستاجر در این کاروانسرا ساکن بودند. قرار است با مرمت و احداث ساختمان-های جدید، هتل و مهمان سرای بزرگی در این محل احداث گردد.
    ج- آب انبار وکیل:
    به نقل از معمرین کرمانی، در مقابل کوچه بانک سپه آب انباری قرار داشته است که تخریب گردیده و اکنون به جای آن مغازه ساخته شده است.
    د- مسجد وکیل:
    این مسجد که توسط مرتضی قلی خان، وکیل الملک ثانی، حاکم دوره قاجاریه کرمان، در سال قمری1287 بنا شده و از عناصر مهم مجموعۀ وکیل می¬باشد که می¬توان آن را تنها عنصری دانست که هنوز دایر بوده و تغییر کاربری نداده است. این مسجد در قسمت جنوب شرقی قیصریۀ اول قرار گرفته است.
    سایر عناصر بازار وکیل:
     بعد از مجموعه وکیل به عناصر مهم دیگری در بازار وکیل بر می¬ خوریم که به دلیل اهمیت، به ذکر آنها پرداخته می شود:
    الف- بازار و مسجد آقاغلام علی:
    از چایخانه وکیل تا 10 مغازه به سمت شرق، بازار مسجد آقا علی محسوب می شود که همگی جزو موقوفات آقا علی می باشند. این مسجد کوچک مربع شکل که تاریخی¬ترین عنصر در بازار و مجموعۀ وکیل است؛ بنای آن به اوایل قرن 12هجری قمری می¬رسد و بنا به نوشته احمد علی خان وزیری، مورخ دوره قاجاریه: ... آقا علی، در اوایل عمر به تجارت می گذرانید و در دستگاه کریم خان زند، قرب و مقامی می¬یابد و از معتمدین شهر کرمان محسوب می شده است. پس از فتح کرمان توسط آقا محمد خان قاجار، با توجه به مساعدت و همیاری حاج آقا علی، حکومت کرمان به پسر حاج علی یعنی آقا محمد تقی واگذار شد و تا سال 1212 هجری قمری، وی در این پست بود. مسجد به نام آقا علی است که واقف مسجد است. سایر موقوفات آن از میان رفته است. مرحوم پاشا وزیری گوید مسجد از بناهای آقا علی وزیر است؛ اما به مسجد آقا غلامعلی شهرت دارد. (احمد علی خان، وزیری- تاریخ کرمان- جلد1 ص 195)
    ب- اداره سابق اوقاف:
    این محل از بناهای با ارزش دوره قاجاریه و محل بانک شاهی بوده است و تا قبل از انقلاب اسلامی، به نام مدرسه حیاتی کرمانی (شاعره و عارفه شهیر کرمانی) کارکرد آموزشی داشته است. در حال حاضر، احتیاج به مرمت و بازسازی دارد.
    ج- تیمچه (کاروانسرای) میرزا علی نقی:
    این کاروانسرای کوچک که بنا به نوشته احمد علی خان (احمد علی خان، وزیری- جغرافیای کرمان- ص 32) مورخ کرمانی، تیمچه میرزا علی نقی نام دارد؛ در ضلع جنوبی بازار وکیل و در دو طبقه احداث شده است و بیش از 100 سال از قدمت آن می گذرد و تعداد حجره های آن نزدیک به 35 باب می شود.
    ه- تیمچه (محمدیه) «پاساژ محمدیه»:
    این تیمچه که اکنون به نام پاساژ محمدیه، در بازار مشهور است؛ در گذشته به حاج آقا ایرانمنش تعلق داشت که اکنون به ورثه رسیده و به پاساژ تبدیل گردیده است.
    سایر عناصر: به غیر از عناصری که برشمرده شده، می توان از آب انبارهای دیگری مانند: آب انباری که در آخر بازار وکیل در کوچه سنگاب وجود داشته است؛ اشاره کرد. همچنین از حمام¬هایی که آخرین بنای باقی مانده آن: حمام اوستا اسدالله (از موقوفات مسجد جامع می باشد که در سال های اخیر تخریب گردیده و قرار است به جای آن مجموعه تجاری احداث گردد.
    7- مجموعه مظفری و بازار مظفری:
    در ادامه مسیر راسته اصلی بازار در انتهای شرقی آن به بازار مظفری می رسیم. این بازار نام خود را از مجموعه ای مشتمل بر: آب انبار، مسجد، مدرسه، تکیه و بازار که در سال 750 هجری قمری، توسط «امیر مبارزالدین محمد مظفر میبدی» و به شکرانه سلامتی در جنگ و پیروزی بر قبایل «اوغان» بر باقیمانده خرابه های قدیم در مرکز قدیمی شهر ساخته شد. (احمد علی خان، وزیری کرمانی- جغرافیای کرمان- ص 32)
    متأسفانه تمامی بناهای این مجموعه به غیر از مسجد جامع مظفری و تکیه (صفه عزاخانه) همه از بین رفته و به بخش تجاری مبدل شده است؛ اما در منابع تاریخی به آنها اشاره شده است. به عنوان مثال در مورد مدرسه مجموعۀ مظفری، احمد علی خان وزیری مورخ عهد قاجار، چنین آورده است: «مدرسه خاندان قلی بیگ، نایب الحکومه که در زمان سلطنت نادر بوده؛ در سنه 1135 هجری قمری، در جنب مسجدجامع که از بناهای امیر محمد مظفر است؛ بساخت. گاهی میرزا علینقی، پسر مرحوم حاجی سید جواد، آنجا درس می گوید.». (محمدابراهیم، باستانی پاریزی- گنجعلیخان- ص 53) اکنون، اثری از مدرسه مذکور، به چشم نمی خورد.
    الف- بازار مظفری . ب- بازار میدان (خیابان) مظفری
    از بازار خیابان مظفری دوراستۀ فرعی منشعب می شوند:
    راسته بازار عطار و راسته بازار قدمگاه.
    الف- بازار مظفری:
    بازار مظفری که پس از بازار وکیل آغاز می¬شود؛ مسقف¬ بوده و اغلب مغازه¬های ضلع جنوبی این بازار، جزو موقوفات مسجد جامع محسوب می گردد و از جمله آنها می توان به حمام اوستا اسدالله اشاره نمود که اخیراّ تخریب شده و قرار است به مجموعه تجاری، تبدیل گردد. در گذشته، این بازار میدانی برای بار فروشی¬ها و روستائیانی بوده است که از اطراف، اجناسی مانند: میوه و تره بار، سبزی، تخم مرغ، مرغ و کالاهای ساخته شده در روستا را به شهر می آورده و در روزهای شنبه، در این میدان که به شنبه بازار معروف بود؛ در معرض فروش می گذاشتند و بعدها در اواخر دوره زندیه، توسط سید ابوالحسن موتمن، بناهایی در دو طرف آن احداث گردید که همه آنها وقفی هستند.
     این بازار حدود 500 متر است و نزدیک به 120 مغازه در آن وجود دارد. بازار مظفری تا قسمت رو باز ادامه داشته و از این قسمت به بعد، بازار میدان مظفری آغاز می شود.
    ب- بازار میدان (خیابان) مظفری:
    از قست رو بازار بازار، تا انتهای شرقی آن (خیابان میرزا رضای کرمانی) این بازار قرارگرفته و آخرین بخش بازار به حساب می آید. این بازار در کنار دروازه مظفری واقع شده و محل باراندازی کاروان های شتر و کالاهایی بود که به شهر وارد می شده و در آنجا اطراق می کردند. ساخت و ساز ساختمان های این بازار، به نیم قرن اخیر برمی گردد. زیرا قبل از آن به جز عناصر مجموعه مظفری، مغازه ای ساخته نشد بود و تجار و کسبه در آلاچیق های چوبی، به خرید و فروش مشغول بودند. چون این بخش از بازار از قدیم میدان بار فروشی بوده، نام میدان به آن اطلاق می شد. این بازار به شکل خیابان روبازی است که در دو طرف آن مغازه های: میوه فروشی، قصابی، ماهی فروشی، نانوایی، فالوده فروشی و لبنیاتی قرار گرفته اند که در گوشه و کنار آن به مانند گذشته، روستاییان از روستاهای اطراف اجناسی مانند: تخم مرغ، جوجه، ماست، سبزیجات و اجناس دیگر را به صورت دستفروشی عرضه می کنند.
    حدود یک سوم مغازه های بازار مظفری، در اطراف مسجد جامع موقوفه است که محمد خان مشهور به آقا خان، در حوالی سال های 1330 شمسی آنها را به اداره آموزش و پرورش واگذار کرد. (محمدابراهیم، باستانی پاریزی- گنجعلیخان- ص311) در بازار میدان مظفری و در راسته بازار و مسجد جامع مظفری و تکیه عزا خانه قرار گرفته است که به شرح آنها پرداخته می شود:
    1-راسته بازار قدمگاه:
    این بازار تاحدود 32 سال قبل که نگارنده به خاطر دارد؛ سرپوشیده بوده و منسوب به قدمگاه است. قدمگاه محل مورد احترامی بود که در بازار قدمگاه در پشت دیوار غربی مسجد جامع کبیر واقع بود و پس از احداث مغازه های موقوفه پشت مسجد جامع این محل از بین رفت و جای آن را مغازه گرفت.
    تاریخ قدمگاه به خوبی روشن نیست. در سال های قبل که اطراف قدمگاه قبرستان عمومی بود، در اطراف قدمگاه تعدادی دفن شده اند. (محمود، همت کرمانی- تاریخ کرمان- ص 445-444)
    این راسته بازار تا خیابان شریعتی امتداد دارد و به شکل فعلی جزو بازارهای جدید به شمار می آید؛ زیرا در حدود 32 سال قبل سقف آن برداشته شد و عریض گردید. مغازه های ضلع شرقی این راسته متعلق به مسجد جامع و وقف آن هستند. این مغازه ها در اوایل انقلاب اسلامی ساخته شد.   
    1- راسته عطاری:
    این راسته به شکل مثلث، در زاویه راسته بازار قدمگاه و بازار میدان مظفری قرار گرفته و به دو بازار راه دارد. در این راسته، حدود 20 مغازه عطاری و موقوفه قرار دارد.
    2- صفه (تکیه) عزاخانه:
    این تکیه که در مراسم سوگواری به ویژه ماه محرم، فعال و مورد توجه مردم قرار دارد؛ در بازار میدان مظفری، روبروی راسته عطاری و نزدیک به راسته قدمگاه قرار گرفته است. در دیوار صحن این تکیه تا قبل از انقلاب اسلامی؛ مرکز تجمع همه دسته های عزاداری شهر کرمان در روز عاشورا بود که از نقاط مختلف شهر به طرف آن به حرکت در می آمدند و یکی از مهمترین تکایای تاریخی شهر کرمان، محسوب می گردد.
    مسجد جامع مظفری:
    مسجد جامع مظفری که وجود آن در بازارکرمان، موید نمونه ای از شهرسازی اسلامی است؛ با ارگ شهر مجموعه واحد و پیوسته ای را تشکیل می دهد. تاریخ احداث این بنا، مسجد که توسط امیر مبارزالدین محمد مظفر میبدی، سر سلسله آل مظفر، بنا گردیده است؛ به موجب کتیبه سر در اصلی، سال 750 هجری قمری است و دوره های بعد الحاقات و تعمیراتی در آن صورت گرفته است که از آن جمله می توان به مرمت کاشیکاری ایوان بزرگ مسجد و احداث شبستان شمالی آن، در این دوره (سازمان ملی حفاظت آثار باستانی کرمان- بناهای تاریخی کرمان- 1355) و همچنین مرمت مسجد در زمان رضاشاه (حسین، کوهی کرمانی- مزارات کرمان (تذکره اولیا مجرای کرمانی)- ص82) اشاره نمود.
    ب- راسته شمالی- جنوبی بازار بزرگ کرمان:
    دومین راسته مهم و اصلی بازار کرمان، راسته شمال غربی به جنوب¬ شرقی است که در طول مسیر جاده ای که از دروازه شمالی شهر (دروازه خراسان) (خیابان ابوحامد)، آغاز و در انتهای خود به چهار سوق رسیده و از آنجا به بعد، در طول راسته جنوبی امتداد می یافت.
    از نظر تاریخی این راسته و راسته جنوبی، بسیار قدیمی تر از راسته غربی شرقی است.
    متاسفانه قسمت های زیادی از این بازار، به ویژه در بخش های شمالی از بین رفته است. اهمیت و ارزش بازار شمالی به دو مجموعه آقا علی و ابراهیم¬خان است که به ویژه مجموعۀ ابراهیم خان با رونق خود تا حدودی به این راسته بازار اهمیت داده است.
    1- بازار عزیز کرمان:
    از دروازه شمالی شهر قدیم کرمان (دروازه خراسان)، پس از طی 250متر به بازار عزیز  می رسیم که امروزه بقایای بیش از 40-30 مغازه فرسوده متروک آن، با سقفی که اغلب نقاط آن فروریخته؛ حکایت از بازار پررونقی می کند که در گذشته، قابل توجه و دارای اعتبار بوده است. امروز از بازار عزیز جز نامی باقی نمانده است و این بازار تبدیل به شبکۀ عبور و مرور درجه دومی شده است و در آن فقط چند مغازه نانوایی، قصابی و بقالی در حد رفع نیاز های ساکنین مجاور محله فعالعیت دارند و هیچ گونه پیوستگی بین آنها با سایر قسمت های شبکه اصلی بازار دیده نمی شود و دیگر نباید آن را به عنوان راسته ای از بازار فعلی به حساب آورد؛ هر چند که در گذشته خلاف این بود.
    به یقین از علل اصلی زوال این بازار، احداث خیابان شریعتی از شرق به غرب و قیچی کردن بازار بود که سبب شد، بازار عزیز همچون شاخه¬ای از درخت بازار قطع گردد و در نتیجه از بین رفتن پیوند ارگانیک آن با تنه درخت (بازار)، روز به روز محدود تر و در انزوای بیشتری قرار گرفت و در نتیجه با رکود تجاری و اقتصاد آن و عدم مراجعه مردمی که به این بازار می آمدند؛ از بین رفت.
    1-    مجموعه و بازار حاج آقا علی (بازار آهنگری):
    این بازار که در گذشته و قبل از احداث خیابان شریعتی، در امتداد بازار عزیز و پیوسته به آن بود؛ از خیابان شریعنی شروع و به سمت جنوب تا راسته بازار کفاش ها امتداد دارد. بخش فعال و دایر بازار در قسمت آغاز آن یعنی حول وحوش مجموعۀ فرسوده حاج آقا علی است که ارزش تاریخی دارد. زمانی این بخش از بازار به نام بازار آهنگری معروف بود (مابین بازار کلاه مالی و خیابان شریعتی). اما اکنون فعالیت آهنگری در آن متروک و اکثر مغازه های آن تعطیل و یا تبدیل به خرازی فروشی شده اند. حاج آقا علی تاجر بزرگ رفسنجان بود و در تجارت نیز با ممالک شرقی مثل هند و همچنین چین ارتباط داشت و هنوز بشقاب ها و کاسه های چینی که در داخل آن رقم 110 (علی) نوشته شده است؛ از آن زمان باقی است؛ اگرچه وی، بسیار ساده زندگی می زیست؛ اما کم کم کارش به جایی رسید که در سال 1298 قمری و در گزارش رسمی به ناصرالدین شاه، در باب او آمده است: «... حاجی آقا علی تاجر، الحال اربابی معتبری در رفسنجان به هم رسانیده و بسیار اعتبار دارد و به جمیع ولایات و بندارت داد و ستد دارد. اربابی و محصولات او زیاد خوب شده بود و غیره پنجاه خروار گندم از او به قرار هفت تومان خریده کرایۀ علیحده داده حمل شهر کرمان کردم... «از نسخه خطی کتابخانه سلطنتی، گزارش از فیروز میرزا ...» وی در اواخر عمر ثلث اموال خود را وقف کرد، تا به روال شیخیه صرف خیرات شود. از مهمترین عناصر مجموعه حاج آقا علی به غیر از بازار می توان به: آب انبار، کاروانسرا و مسجد چهلستون اشاره کرد:
    الف- مسجد چهلستون کرمان:
    این مسجد را حاج آقا علی با صرف صد هزار تومان، برای حاج محمد کریم خان، فرزند ابراهیم خان ظهیرالدوله حاکم کرمان و رهبر شیخیه ساخت (شیخ یحیی، احمدی- فرماندهان کرمان- ص 137-136) و در سال 1286 هجری قمری بنای آن به پایان رسید. (احمدعلی خان وزیری- جغرافیای کرمان- ص 30) معماری مسجد الهام گرفته از مسجد وکیل شیراز و مشتمل بر چهل ستون سنگی یکپارچه می باشد. در دوره اخیر، مسجد با احداث شبستان وسیعی در شمال آن توسعه یافته است و با توجه به موقیعت مناسب این مسجد در جنب بازار و خیابان شریعتی، مورد توجه و مراجعه شیخیه کرمان می باشد.
    ب- کاروانسرای حاج آقا علی:
    بنای کاروانسرای حاج آقا علی، در سال 1299 قمری به اتمام رسید. سکنه این کاروانسرا، به گفته احمد علی خان وزیری، مورخ دوره قاجاریه کرمان، مجوسیه و یهودان بودند. علیرغم موقعیت خوب این کاروانسرا در نبش بازار حاج آقا علی و خیابان شریعتی، کاروانسرای مذکور، در معرض تخریب تدریجی قرار گرفت که از فروردین ماه سال 1371 شمسی، سازمان میراث فرهنگی با خاک¬برداری این کاروانسرا بازسازی آن را آغاز کرده است.
    ج- آب انبار حاج آقا علی:
    با توجه به کتیبه پایان بنای آب انبار، مصرع: «به کام اهل جهان آب پاک رحمت اوست»؛ این آب انبار در سال 1299 هجری قمری به اتمام رسید. (احمدی؛ شیخ یحیی، فرماندهان کرمان صص.136و137) و در نوع خود استثنایی و کم نظیر می باشد؛ این کاروانسرای تاریخی، دارای 3 پاشیر یا پلکان است. یک پاشیر از بازار حاج آقا علی و پاشیر دوم از خیابان شریعتی (برای استفاده عموم) و پاشیر سوم از داخل کاروانسرای حاج آقا علی و برای ساکنین کاروانسرا، تعبیه شده است.
    د- مدرسه علمیه معصومیه:
    مدرسه معصومیه برطبق کتیبۀ آن در سال (1106 هجری قمری) و در زمان محمد قلی خان قورچی باشی شاه سلیمان صفوی ساخته شده است. (باستانی پاریزی؛ محمد ابراهیم؛، جغرافیای کرمان، ص. 208) و اکنون دایر بوده و طلبه دارد.
    ه- مسجد آیت الله صالحی (کفاشان):
    این مسجد کوچک که توسط مرحوم آیت الله صالحی، امام جمعه کرمان در دوره پهلوی احداث شد؛ مدت¬ها متروک و تعطیل بود. در سال های اخیر، صنف کفاشان کرمان که در جوار مسجد فعالیت دارد؛ آن را تعمیر نموده و فعال کرده است.
    و- مدرسه علمیه صالحیه:
    درب ورودی این مدرسه، مقابل درب شمالی قیصریه ابراهیمخان قرار گرفته و قدمت آن به3-2 دهه اخیر می رسد و با یک راهرو به مدرسه معصومیه متصل می شود. در حال¬حاضر، این مرکز آموزشی، دایر است و طلاب علوم دینی، در آن به فراگیری علوم دینی مشغولند.
    3- راسته بازار کفاش ها:
    این راسته بازار که مهمترین و پر رونق ترین بازار شمالی جنوبی است؛ پس از بازار حاج آقا علی تا ابتدای بازار کلاه مالی قرار گرفته است و بیش از 80% از مغازه های آن به کفش فروشی اشتغال دارند. از عوامل رونق آن تجمع صنفی در یک راسته و تنوع در ارائه کفش است که سبب استقبال مشتری و استفاده از اصل رقابت در خرید جنس بهتر و ارزان تر شده است.
    تعمیراتی که در سال1368 به همت بازاریان و رهنمودهای سازمان میراث فرهنگی در این بازار به عمل آمده؛ آن را از حالت مخروبه خارج ساخته و به آن منظره و چشم انداز دلنشینی داده است. در این راسته بازار دو کاروانسرای جَر و میرزا حسن خان، وجود دارد:
    کاروانسرای جَر: این کاروانسرا در حال حاضر، مخروبه شده و از آن استفاده نمی شود.
    کاروانسرا میرزا حسن خان: نیمه مخروبه بوده و به عنوان انبار از آن استفاده می شود.
    4-    بازار کلاه مالی (خواجه مومنی):
    این راسته بازار که به عنوان حد فاصل، ما بین دو مجموعه گران¬قدر ابراهیم¬خان و گنجعلیخان که در  ایران کم نظیر است؛ قرار گرفته واز کوچکترین راسته بازارهای کرمان، محسوب می شود که با داشتن 13 مغازه و برخلاف دو مجموعه باشکوه ابراهیم خان و گنجعلیخان که در دو طرف آن قرار گرفته اند؛ فقیرانه و مخروبه به نظر می آید.
    5- مجموعه و بازار ابراهیم خان:
    در ادامه و پس از عبور از بازار کلاه مالی به مجموعه و بازار زیبای ابراهیم خان می رسیم. مجموعه ای که شکوه و اعتبار راسته شمالی بازار از آن اوست. ابراهیم خان ظهیرالدوله، فرزند مهدی قلی خان، برادر آقا محمد خان قاجار و پسر عموی فتحعلی شاه قاجار، در سال 1218 هجری قمری، حکمران کرمان شد و با توجه به خسارات و خرابی های بی¬شمار شهر کرمان، پس از حملۀ آقا محمد خان قاجار؛ درصدد جبران آن خسارات و خرابی ها، برآمد؛ لذا طی نامه ای به فتعلی شاه نوشت: «شما مرا به حکومت شهری فرستاده اید که در حال حاضر از قصبه ای پست تر و مشتی مردم کور و مفلوک ساکن آن هستند.» این نامه به نظر شاه رسید و دستور داد تا چند سال مالیات از مردم کرمان و بلوچستان و توابع آن اخذ نشود و مبلغی از خزانه دولت جهت ابراهیم خان ارسال شد تا خرج آبادانی کرمان نماید.
    ابراهیم خان ظهیرالدوله در اولین مراحل، قنواتی احداث نمود و عمارتی بسیار عالی مشتمل بر مدرسه، خلوت، حمام، قیصریه و آب انبار احداث نمودکه از نظر معماری و هنری قابل توجه است و در سال 1232 هجری قمری به اتمام رسید (همت کرمانی، محمود؛ تاریخ کرمان، ص254). صبای کاشانی قصیده ای مفصل در بنای آن ساخته که به صورت کتیبه برگرد مدرسه با کاشی نوشته شده و مقطع آن این است:
      زد صبا نیز از پی تاریخ این آن رقم            «سلسبیل از جود ابراهیم در جنت سبیل»
     (شیخ یحیی، احمدی- فرماندهان کرمان- ص 54-50)
    در اینجا به اختصار، به عناصر این مجموعه اشاره می شود:
    الف- قیصریه (بازار) ابراهیم خان (زرگری):
    قیصریه زرگری یا بازار ابراهیم خان که روبروی دهنه شمالی میدان گنجعلی خان قرار گرفته است؛ جزو موقوفه ابراهیم خان است و از نظر معماری و تزیینات، بسیار جالب و مورد توجه می باشد. مجموعاّ این بازار 50 باب مغازه دارد که اغلب قریب به اتفاق آن، زرگری می باشند. در چهار طرف قیصریه این بازار، مجموعه های ابراهیم خان (مدرسه، کاروانسرا، بازار) واقع است و از ویژگی های بازار مذکور، فضاها بسیار باز و ارتفاع بلند آن است که به علت یکپارچه بودن مصالح و سبکی نسبی ساختمان، هیچ گونه صدمه ای از دو زلزله سال 1360 در منطقه کرمان ندیده است. (سعیدی، هاشمی شیرازی- گذری به کرمان پس از زلزله سیرچ و گلباف- مجله اثر شماره 7 و 8 و 9 – بهمن 1361- ص 5) مجموعه ابراهیم خان گرچه در دوران انحطاط معماری ایران ساخته شده است؛ لیکن به میزان زیادی از فضاهای معماری صفویه الهام گرفته و اکنون یکی از ارزشمندترین و زیباترین آثار تاریخی کرمان می باشد.
    ب- مدرسه ابراهیم خان:
    در وسط بازار ابراهیم خان مدرسه و سردر ورودی، حمام و آب انبار قرار دارد که با کاشیکاری خشتی مزین شده و به ویژه کاشیکاری سردر آن، در نوع خود بی نظیر است. نقشه مدرسه مربع مستطیل است و ساختمان آن را، شاه¬نشین، محراب، ایوانچه و غرفه¬های اطراف تشکیل می¬دهند. تزینات نمای داخلی مدرسه، کاشی هفت رنگ با نقش گل و بوته، گلدان و باغ و مقرنسکاری و گچ بری است. (دفتر فنی سازمان حفاظت آثار باستانی- بناهای تاریخی کرمان- ص 25-20)
    ابراهیم خان ظهیرالوله حاکم دوره قاجاریه کرمان و بلوچستان، یکی از فرزندان خود را جهت مُدرسی و سرپرستی این مدرسه، برای فراگیری علوم دینی، به عتبات عالیات فرستاد. این فرزند به نام محمد کریم خان مشهور و چون به حوزه درسی شیخ احمد احسایی وارد شد؛ با کوشش فراوان به فراگیری علوم دینی پرداخت و نظر شیخ را به خود جلب نمود. پس از فوت شیخ احمد احسایی، مدتی در محضر درس سید کاظم رشتی به تلمذ پرداخت و پس از فوت سید کاظم، به مکه معظمه مشرف و سپس به کرمان آمد و خود را جانشین شیخ احمد خواند. عده ای از اعراب بصره و محل های دیگر به او ارادت پیدا نموده و مرید او شدند. حاج محمد کریم خان هنگامی که به کرمان بازگشت؛ پدرش ابراهیم خان ظهیرالدوله، حاکم کرمان، دنیا رفته بود. وی وقف نامه پدر را تغییر داد و به گونه آن را تنظیم نمود که همیشه اوقات در خانواده او باقی باشد. (محمد، همت کرمانی- تاریخ کرمان- ص 254) فعالیت¬های شیخیه در این مدرسه علمیه که باعث تربیت طلاب وعلمای شیخیه گردید؛ از یک سو و در آمد موقوفات ابراهیم خان به ویژه قیصریه ابراهیم خان که نزدیک به 50 مغازه را در خود جای داده بود؛ از سوی دیگر وهمچنین درآمد حمام و غیره؛ پشتوانه مالی قابل توجهی برای شیخیه بود که طول قرن گذشته توانست، نفوذ علمی، اجتماعی و اقتصادی این طایفه را در شهر کرمان گسترش دهد. دادستانی کرمان، در سال 1369 نسبت به مصادره موقوفات شیخیه حکم داد و شیخیه از اداره این موقوفات این موقوفات، خلع ید شدند.
    ج- خانه مدرس:
    از عناصر زیبا و قابل توجه در مدرسه ابراهیم خان، خانه مدرس است. مدرسه و خانه مدرس، به وسیله یک دالان به هم می پیوندند. خلوت یا خانه مدرس، در تاریخ 1298 هجری قمری پایان یافته و ساختمانی است دو طبق، با بادگیری بلند و چهار جُبه. از ویژگی¬های خانه مدرس، سبک معماری، تزیینات بنا مانند کاشیکاری و درهای اُرسی آن می باشد.
    د- حمام:
    حمام ابراهیم خان که تنها حمام فعال و دایر، از کل حمام های مجموعه های بازار کرمان می¬باشد؛ از زیباترین و جالب¬ترین حمام های دوره قاجاریه، محسوب می شود. این حمام، در سال 1331 هجری قمری، در جنب مدرسه و بازار ابراهیم خان ساخته شد. (وزیری؛ احمدعلی خان، جغرافیای کرمان، ص.32) تنها تغییری که در حمام از آن زمان تاکنون به عمل آمده است؛ بستن خزینۀ سنتی و قدیمی آن به دلیل غیر بهداشتی بودن و لوله کشی و احداث دوش به سبک جدید است. سازمان میراث فرهنگی نسبت به تغییراتی جزیی در حمام اقدام کرده است.
    ه- آب انبار:
    این آب انبار که در سال 1232 هجری قمری به اتمام رسیده است؛ از نظر معماری و هنری قابل توجه است و در جنب مدرسه ابراهیم¬خان قرار گرفته است. مدت¬ها است که سازمان میراث فرهنگی جهت حفظ این آب انبار، دیواری در جلوی آن کشیده است تا مانع تخریب و آلودگی آن شود. البته ضروری است که با برداشتن این دیوار و مرمت آن، بنا در اختیار بازدید جهانگردان و علاقمندان قرار گیرد.
    1- راسته بازار مسگری (شمالی غربی)
    در امتداد بازار کلاه مالی و در ضلع شمالی میدان گنجعلی خان، به راسته مسگری شمالی می رسیم که پس از طی حدود 100 متر به چهارسوق کوچک رسیده و به طرف جنوب (در ضلع غربی و میدان گنجعلی خان) تا چهار سوق بزرگ به طول کمتر از 50 قدم، ادامه پیدا می کند. این دو راسته بازار که میدان گنجعلی خان را احاطه کرده اند؛ جزو موقوفات مجموعه و بازار گنجعلیخان هستند که عناصری مانند: ضرابخانه و آب انبار و غیره در آن قرار گرفته اند که در بازار شرقی غربی کرمان، به آنها اشاره شد.
    ج- راسته جنوبی:
     این بخش، قدیمی¬ترین راسته بازار کرمان است. راسته جنوبی بازار کرمان از دروازه جنوبی شهری دروازه «رق آباد» یا «ریگ آباد» شروع شده و در مسیری طولانی به طول 5/2 کیلومتر به چهار سوق در مرکز بازار می رسد. در گذشته کالاها و کاروان هایی که از جنوب وارد شهر می شدند و نیز کاروان هایی که از شمال (خراسان) به طرف جنوب می رفتند؛ از این بازار و دروازه آن عبور و در نتیجه، سبب رونق آن می گشتند. تا اینکه در حدود سی سال قبل خیابان امام خمینی (ملک) که دارای جهتی شرقی غربی است؛ احداث گردید و درنتیجه، این راسته بازار، به دو نیمه بازار تبدیل شد و به این سبب، رونق قبلی خود را از دست داد. این دو نیمه بازار از سمت دروازه به چهار سوق (جنوب به شمال) عبارتند از:
    بازار قلعه محمود و بازار میدان قلعه  
    1- بازار قلعه محمود:
    این بازار از محل دروازه سابق جنوبی کرمان یعنی دروازه رق آباد (ریگ آباد) در خیابان احمدی شروع می شود و به شکل بازار سرپوشیده تا خیابان امام خمینی، به سمت شمال به طول 500 امتداد دارد. بر اثر احداث خیابان امام خمینی، این قسمت از بازار همچون شاخه ای که از تنۀ درخت بریده شود؛ متاسفانه از تنۀ اصلی بازار جدا گردید و در نتیجه با کاهش مراجعه مردم، به مرور رونق خود را از دست داد. در این بازار حدود 123 مغازه وجود دارد و اکنون بیش از 40% از مغاره های آن تخریب و در مجموع بیش از70% مغازه¬های آن تعطیل و راکد هستند و بدین ترتیب، این بازار تاریخی رو به نابودی کامل می رود و سرنوشتی مثل بازار عزیز خواهد داشت. اکنون اقشار فقیر مهاجرین افغانی که حول و حوش بازار مسکن گزیده اند؛ در این بازار بیشتر به چشم می¬خورند. یکی دیگر از علل فرسودگی این بازار و فرسودگی مغازه های آن، موقوفه ای است که نزدیک به 4/1 مغازه های بازار را تشکیل می دهد و به حال خود رها شده است.
    2- بازار میدان قلعه:
    در امتدار بازار قلعه محمود به سمت شمال، به بازار قلعه می رسیم که از خیابان امام خمینی (ملک) شروع و به سمت شمال تا چهار سوق ادامه پیدا می کند. بازار میدان قلعه، یکی از قدیمی ترین بازار های کرمان و طویل ترین بازار کرمان پس از بازار بزرگ است که در محله میدان قلعه قرار گرفته و چون در اطراف آن محله شاه عادل قرار گرفته است؛ قدمت آن در بعضی قسمت ها به حدود 1000 سال می رسد. غیر از بازارچه امام جمعه حدود 154 باب مغازه، در این قسمت وجود دارد که اغلب آنها پشم و ریس فروشی، لحاف دوزی، بزازی، خرازی فروشی، کفاشی و عطاری و اغلب محل مراجعه روستاییان حومه شهر می باشد. از خصوصیات فیزیکی این بازار می توان به ارتفاع کف مغازه ها نسبت به سطح بازار و وجود سکو در پیشخوان مغازه ها اشاره نمود که از آن برای نمایش کالا های مورد فروش استفاده می گردید. بازار قلعه محمود مشتمل است بر بازارچه امام جمعه و سه کاروانسرا که در سمت شمال آن و نزدیک یکدیگر قرار دارند عبارتند از:
    - کاروانسرای چهر سوق (مشارک با بازار شرقی غربی سراجی)
    - کاروانسرای هندو ها
    - کاروانسرای حاج مهدی و سه تیمچه تیمچه لحاف دوزها، تیمچه کوزه گرها و تیمچه عطارها:
    الف- کاروانسرای چهار سوق:
    این کاروانسرا در محل تلاقی بازار میدان قلعه و بازار سراجی (بازار راسته غربی- شرقی) قرار گرفته است که در مبحث کالبد بازار شرقی غربی کرمان به آن اشاره شد.
    ب- بازارچه امام جمعه و کاروانسرای هندوها:
    در وسط بازار قلعه محمود و در سمت شرقی آن، کاروانسرای موقوفه هنود که نزدیک به دو قرن پیش، به وسیله امام جمعه کرمان مرحوم حاج آقاسید جواد ساخته شده است؛ قرار دارد که در قرن 19 و اوایل قرن 20 میلادی، اغلب محل تجمع بازرگانان هندی و در اجاره آنان بود. از دهنۀ کاروانسرای هنود تا 30 متر به طرف جنوب و نیز تا کاروانسرای چهار سوق به طرف شمال که بیش از 10مغازه ندارد؛ به امام جمعه (مرحوم حاج سید جواد) معروف و اغلب مغازه¬های آن لحاف دوزی است و پس از آن بازار میدان قلعه دوباره امتداد می یابد. این کاروانسرا دارای دو صحن است که یکی نقش انبار و دیگری نقش بازارچه را داشته و در نوع خود کم نظیر است. کاروانسرای هندوها، نیمه مخروبه و آخرین وارث آن آقا جوادی، پیرزاده امام جمعه می باشد و شش دانگ آن وقف سیدالشهداء است.
    ج- کاروانسرای حاج مهدی نظریان:
    این کاروانسرا دیوار به دیوار کاروانسرای چهار سوق و روبروی کاروانسرای هنود واقع شده است. سازنده این کاروانسرا حاج مهدی نظریان است. اگر چه حجره های آن در تصرف سایر افراد است؛ اما در حال حاضر فرزند ایشان حاج محمد حسین نظریان، مالک این کاروانسرا می باشند. اداره کورک (کورمانیان) که سابقه تأسیس آن به حدود 200 سال قبل می رسد؛ در مجاورت آن بود. پشم و کورک  از روستاییان و عشایر خریداری می شد و پس از بسته بندی به کشورهای اروپایی و آمریکا صادر می گردید. از آخرین تجار عمده کورک و پشم، می توان آقایان: کرومانیان و شفیعیان را نام برد.
    د- تیمچه لحاف دوزها:
    این تیمچه به وسیلۀ یکی از زرتشتیان کرمان، به نام «خدابخش» احداث شده است. تیمچه 9 حجره دارد که به لحاف دوزی، پشتی وغیره مشغول می¬باشند. این تیمچه از پر رونق¬ترین مراکز این بازار است و اکثر روستاییان جهت سفارش لحاف وتشک برای تکمیل جهیزیه عروس، به تیمچه لحاف دوزها، مراجعه می کنند.
    ه- تیمچه کوزه گرها:
    این تیمچه که سابقۀ آن به حدود 150 سال قبل می رسد؛ در گذشته متعلق به حاج محمود کوزه گر و حسین سلطانی بود و در دو طبقۀ احداث شده است. در حال حاضر این تیمچه حالت انباری به خود گرفته است و رونق چندانی ندارد.
    و- تیمچه عطارها:
    در این تیمچه بعضی مغازه های عطاری دایر و به فعالیت مشغولند
    .